ثانيا از كجا مىگوييد : احيانا و گاهى در ناقص استعمال مىكنند ؟ خير ، احيانا و گاهى نيست بلكه استعمال در ناقص هم مثل استعمال در كامل كثير و فراوان است ، اگر اكثر نباشد .
ثالثا به چه دليل ادعا مىكنيد كه شارع هم از طريقهء معمول تخطى نكرده است ؟
رابعا : اصلا قياس مع الفارق است زيرا در مركبات ديگر يك مجموعهء كامل و مضبوط داريم كه بگوئيم : روز اول براى آن وضع شده و . . . ولى در عبادات ما يك صحيح مطلق و كامل على الاطلاق نداريم كه بگوئيم : روز اول شارع مقدس آن را در نظر گرفت ، خير هر مرتبهاى را كه بياوريد نسبى بوده و نسبت به افراد و حالاتى صحيح است و نسبت به حالات و افراد ديگر فاسد است پس نمىتوان گفت كه روز اول صحيح كامل را در نظر گرفته است .
قوله : فتأمل : شايد اشاره باشد به اينكه : فتأمل فى وجه منع هذا الدليل كه شايد همه يا بعض وجوه چهارگانه مذكور باشد .
ادلهء اعمىها : گروه دوم يا قائلين به اعم نيز براى اثبات مدعاى خود دلائلى دارند ، مرحوم شيخ اعظم در تقريرات در حدود دوازده دليل براى آنان ذكر كردهاند « 1 » ولى مرحوم آخوند از ميان آنها پنج دليل را گلچين كرده و در كفاية مورد نقد و بررسى قرار دادهاند :
دليل اول از ادلهء اعمىها تبادر است . مىگويند : از اطلاق كلمهء صلاة و مانند آن اعم متبادر است « صغرى » . و تبادر هم علامت حقيقت بودن است « كبرى » . پس الفاظ عبادات در اعم از صحيح و فاسد حقيقت هستند . « نتيجه » .
مرحوم آخوند اين دليل را به بيان زير رد مىكنند .
[ اولا قبلا گفتيم و توضيح كافى داديم كه از الفاظ عبادات عند الاطلاق خصوص صحيح متبادر است : و معنا ندارد كه اعم هم جداگانه متبادر باشد . و ثانيا : ] ما صحيحىها توانستيم قدر جامعى را تصوير كرده و با عناوينى به آن اشاره نموده و بگوييم كه همان قدر جامع كذائى متبادر است . ولى شما اعمىها از تصوير جامع ناتوان شديد و نتوانستيد
هامش
( 1 ) - مطارح الانفطار ، ص 17 - 14 .