دليل چهارم از ادله اعمىها استناد به موارد استعمال الفاظ عبادات در روايات است مىگويند : ما وقتى به روايات مراجعه مىكنيم مىبينيم كلمهء صلاة و مانند آن در عبادت فاسد و باطل استعمال شدهاند « صغرى »
و اصل در استعمال هم حقيقت است « كبرى » پس اين الفاظ در فاسد هم حقيقت هستند ، يعنى اختصاص به صحيح ندارند بلكه در اعم حقيقت مىباشند . « نتيجه »
براى تبيين صغراى استدلال دو نمونه روايات را متعرض مىشوند :
الف ) رواياتى داريم مبنى بر اينكه اسلام مانند خيمهاى است كه بر پنج پايه استوار شده است : 1 - نماز 2 - زكات 3 - صوم 4 - حج 5 - ولايت . و به اندازهاى كه به ولايت اهتمام شده به بقيه نشده است اهل سنت چهار ركن از اين اركان را گرفته و پنجمى يعنى ولايت را رها كردند ، پس اگر انسانى تمام عمر روزها روزه بگيرد ، شبها را به قيام و عبادت سپرى كند و بدون ولايت از دنيا برود هيچ روزه و نمازى از او پذيرفته نمىشود . « 1 »
كيفيت استشهاد : مقدمه : در جاى خود اين بحث مطرح مىشود كه آيا اسلام شرط صحت و قبولى اعمال است ؟ يا ايمان و اعتقاد به ولايت ائمه اثنى عشر ( عليه السلام ) شرط صحت و قبولى است ؟ نوع فقهاء اماميه مىگويند ، ايمان شرط صحت است بدون ايمان و اعتقاد به دوازده امام هيچ عملى و عبادتى صحيح نيست . و فعلا استدلال بر همين مبنا است .
با اين مقدمه مىگوييم : با اينكه به اعتقاد ما نماز و حج و . . . از اهل سنت باطل و فاسد است و معذلك امام ( عليه السلام ) در سه جاى اين روايت بر عمل آنها لفظ صوم و حج و . . .
را اطلاق كرده است .
1 - آنجا كه فرمود : اخذ الناس بالاربع : كه اين اربع عنوان مشير است و به چهار پايهء اول از پنج پايه اشاره دارد ، يعنى آنان نماز و روزه و زكات و حج را گرفتند . . . بر عمل آنها اين اسامى اطلاق شده است .
2 - آنجا كه فرموده : صام دهر . . . يعنى تمام عمر روزه بگيرد كه قطعا باطل است و بر صوم
هامش
( 1 ) - الكافى ، ج 2 ، ص 18 ، باب دعائم الاسلام ، كتاب ايمان و كفر ؛ خصال صدوق ، ص 277 .