« لا صلاة لجار المسجد الا فى المسجد » « 1 »
[ كه معمولا فقها فرمودهاند : مراد نفى ماهيت نيست و نفى كمال است ، و دليل آوردهاند كه : از خارج مىدانيم كه نماز در منزل هم نماز و هم صحيح است نه اينكه باطل باشد يا اصلا ماهيت ديگرى باشد ، پس مراد از لا صلاة لجار المسجد . . . يعنى لا صلاة كاملة . . . ، ] نيز همين نفى جنس را اراده مىكنيم و مىگوئيم :
منظور نفى حقيقت است به اين دليل كه اين تعابير در مقام تأكيد و مبالغه است و براى اهتمام وافر به نماز در مسجد است ، و متناسب با اين مقام آن است كه نفى ذات اراده شود ، نه نفى كمال كه تأكيد را نمىرساند ، منتها نفى حقيقت دوگونه است :
1 - نفى الحقيقة على وجه الحقيقة : يعنى حقيقتا و واقعا نفى حقيقت و ذات كردن ، مثل لا رجل فى الدار ، لا إله الا اللّه ، لا مؤثر فى الوجود الا اللّه ، و . . .
2 - نفى الحقيقة على وجه الادعاء : يعنى در عالم ادعا و تنزيل نفى حقيقت مىكنيم و موجود را به منزلهء معدوم مىدانيم كه در معناى كلمهء « لا » تصرفى نكرده و مرتكب مجاز در كلمه نشدهايم بلكه به قول سكاكى در يك امر عقلى تصرف كردهايم . و در مثل « لا صلاة لجار المسجد » نفى حقيقت از قبيل گونهء دوم است . پس هميشه و همه جا نفى خود حقيقت مراد است و استدلال منتج است .
[ نكته : قدرى ترتيب بحث كتاب را جابجا كرديم تا مطلب اوقع در نفس باشد : آخوند اشكال و ان قلت هر دو طائفه را يك جا آورده و جواب داده است . ولى ما آن دو را تفكيك كرده و هركدام را به دنبال طائفهء خودش ذكر كرديم . جناب آخوند فافهم را در پايان آورده ولى ما در جاى خود و پس از طائفه اولى ذكر كرديم ، جناب ايشان اول دوگونه نفى حقيقت را فرموده سپس دليل بر ارادهء نفى حقيقت را از لا صلاة لجار المسجد . . . با كلمهء و الا لمّا دل ذكر كردهاند ولى ما بدنبال ادعاى اراده نفى حقيقت و قبل از بيان دوگونه مذكور دليل را آورديم . ]
دليل چهارم : چهارمين دليل از ادله صحيحىها عبارتست از بناء و سيرهء عقلاء :
هامش
( 1 ) - دعائم الاسلام ، ج 1 ، ص 148 .