ماهيت ديگرى است « نتيجه »
و مطلوب ما نيز همين است كه نماز يعنى نماز صحيح ، و نماز باطل از مقولهء ديگرى است .
ان قلت : چه اشكال دارد كه بگوئيم : الفاظ عبادات براى اعم وضع شده است و اينگونه موارد را كه آثار و بركاتى براى نماز و . . . ذكر كرده ، توجيه نمائيم و بگوئيم : در اينجا جنس و كلى مراد نيست بلكه حصّه معينى از صلاة مراد است كه صلاة صحيحه باشد ، و به عبارت ديگر در اين عبارات معناى ظاهرى و حقيقى مراد نيست بلكه تقديرى در بين است و منظور آنست كه : « الصلاة الصحيحة عمود الدين » ، « الصوم الصحيح جنة من النار » و . . . پس ماهيت صلاتى منحصر به صلاة صحيح نيست تا از فاسد نفى ماهيت شود .
قوله : قلت : مرحوم آخوند در جواب مىفرمايند :
اين توجيه و تقدير خلاف ظاهر است و قرينه لازم دارد و اصالة الظهور يا اصالة الحقيقه يا اصالة عدم القرينة ( بر مبناى مرحوم مظفر و مرحوم آخوند و مرحوم شيخ ) و اصالة عدم التقدير مىگويد : انشاءالله خلاف ظاهر اراده نشده . انشاءالله قرينهاى نيست ، انشاءالله تقديرى نيست و . . . پس همان ظاهر ( جنس و ماهيت ) مراد است و استدلال نتيجه بخش است .
قوله : فافهم : در حاشيه منه فرموده است :
ما در دفاع از اين دليل و دفع اشكال مذكور ، از اصالة الحقيقه و مانند آن استمداد كرديم ، و اينها اصولى عقلائى هستند و قبلا گذشت كه عقلاء عالم از اين اصول و بنائها در مقام شك در مراد متكلم و پس از علم به اصل وضع و معناى حقيقى و مجازى استفاده مىكنند نه شك در اصل وضع و ما فعلا در شك در اصل وضع و تعيين معناى حقيقى بحث داريم و اينجا جاى آن اصول نيست ، پس اشكال وارد است و از خير اين طائفه از روايات بايد بگذريم .
طائفه دوم : آيات و رواياتى كه با لاء نفى جنس شروع شده و از عمل فاسد و ناقص و
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 152
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٥٢