تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
ولى با دقت در اين نكته كه از روز اول مقصود شارع چه بوده ؟ كلمهء صلاة را براى چه به كار برده است ؟ و . . . يقين مىكنيم كه مقصود شارع نماز صحيح بوده نه هر نمازى [ اگر هم سخن از نماز فاسد باشد استطرادى است و گرنه اصل ، نماز صحيح است . ] و در نتيجه با دقت و تأمل ، لفظ صلاة از صلاة فاسد قابل سلب است پس حقيقت در اعم نيست و گرنه نبايد سلب مىشد ، و اگر هم احيانا در فاسد به كار مىرود مجازى است . و قبلا دانستيم كه صحت سلب و عدم صحت سلب ، علامت حقيقت و مجاز بودن است . دليل سوم : سومين دليل از ادلهء صحيحىها عبارتست از دو طائفه آيات و روايات : طائفه اول : آيات و رواياتى كه آثار و بركات و فوائدى را براى عبادات ذكر كرده است از قبيل : ان الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر « 1 » الصلاة عمود الدين « 2 » الصلاة معراج المؤمن « 3 » الصوم جنة من النار « 4 » كه قبلا در مقدمه چهارم از مقدمات صحيح و اعم مثالهاى ديگرى هم آورديم . كيفيت استدلال : الف و لام در اين جملات ، براى جنس و ماهيت است و ظاهر اين تعابير آنست كه آثار و خواص مذكور بر كلى و طبيعت و ماهيت [ قطع نظر از اينكه درضمن فرد خاصى باشد ] صلاة و صوم و . . . بار شده و آنچه مسماى به اين اسامى است ، آن آثار را دارد . آنگاه به صورت منطقى مىگوئيم . ماهيت و مسمى و طبيعت صلاة و . . . داراى فلان آثار است « صغرى » ( به دليل ظاهر روايات مذكور ) و نماز و روزه و حج فاسد داراى فلان آثار نيست . « كبرى » ( و اين بديهى است و استدلال نمىطلبد ) پس ماهيت اين عبادات در اعمال فاسد نيست و نماز فاسد اصلا نماز نيست بلكه
هامش
( 1 ) - سورهء عنكبوت ، آيه 45 . ( 2 ) - دعائم الاسلام ، ج 1 ، ص 133 . ( 3 ) - اعتقادات المجلسى ، ص 39 . ( 4 ) - محاسن برقى ، ص 286 ؛ من لا يحضر الفقيه ، ج 2 ، ص 44 .