وجوب درهم ديگر است و وجوب و عدم وجوب حكم شرعى است ، ولى باز هم ثمرهء مهمى نيست كه نتيجهء مبحث مهم صحيح و اعم همين ثمرهء جزئى باشد .
مباحث اصلى صحيح و اعم
قوله : و كيف كان : پس از بيان مقدمات پنجگانه مبحث صحيح و اعم ، به اصل مطلب وارد مىشويم : بحث در اين بود كه آيا الفاظ عبادات براى خصوص عبادات صحيح وضع شدهاند ؟ يا براى اعم از صحيح و فاسد ؟ مشهور اصوليين و من جملهء مرحوم آخوند صحيحى هستند . و گروهى از دانشمندان علم اصول اعمى هستند . هركدام از دو گروه براى اثبات مدعاى خود دلائلى آوردهاند :
دلايل صحيحيها : مرحوم شيخ در تقريرات براى صحيحيون هشت دليل آورده ، مرحوم آخوند از ميان آنها چهار دليل را كه اصل و مهم باشد ، گلچين كرده ، و در كفايه مطرح كرده :
دليل اول : اولين دليل از ادلّهء صحيحىها عبارتست از تبادر ، سابقا با تعريف تبادر آشنا شديم و دانستيم كه انسباق معنى از لفظ در ذهن بدون هيچ قرينهاى تبادر ناميده مىشود .
و در ما نحن فيه مىگوييم : از شنيدن الفاظ عبادات خصوص عبادت صحيح و كامل تبادر مىكند « صغرى » .
( فى المثل از لفظ صلاة در قرآن ، سنت ، كلمات فقها ، استعمالات متشرعه و . . . نماز صحيح به ذهن مىآيد ، و وقتى قرآن مىفرمايد :
« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *
منظور نماز صحيح است روايات كه مىگويد : « الصلاة كذا و كذا » ، يعنى نماز صحيح ، فقهاء كه در كتب فقهى مىگويند : « كتاب الصلاة » « اقسام الصلاة » « احكام الصلاة » « آداب الصلاة » . . . يعنى نماز صحيح ، مسلمين هم كه در استعمالات خودشان سخن از نماز مىگويند ، منظورشان نماز صحيح مىباشد . )
و تبادر هم كه نشانهء حقيقت بودن است « كبرى » .
پس الفاظ عبادات در خصوص صحيح حقيقت هستند « نتيجه »
البته گاهى در عبادت فاسد و باطل هم استعمال مىشود ( مثلا در رسالهء عمليه