ذلك : در آيات و روايات تعبيراتى از قبيل تعبيرات زير آمده است .
ان الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر « 1 » الصلاة معراج المؤمن « 2 » الصلاة عمود الدين « 3 » الصوم جنة من النار « 4 » حصنوا اموالكم بالزكاة « 5 » الزكاة قوت الفقراء « 6 » الحج جهاد كل ضعيف « 7 » الخمس من خمسة اشياء « 8 » و . . .
و ظاهر اين تعابير ارادهء جنس و طبيعت است يعنى ماهيت صلاة درضمن هر فرد و مرتبهاى كه باشد چنين و چنان است و هكذا طبيعت صوم و حج و . . . آنگاه اگر موضوع له الفاظ عبادات را خصوصيات فرديه بگيريم در اينگونه از اطلاقات يكى از دو امر زير را بايد ملتزم شويم :
يا بايد بگوئيم كه تمام اين اطلاقات مجازى است . ( زيرا لفظى كه براى خصوص مرتبهاى وضع شده بود در كلى و قدر جامع استعمال شده است كه غير موضوع له است ) .
و يا اصل استعمال آنها را در كلى منع كرده و بگوئيم كه در همين موارد هم خصوص مرتبهاى از مراتب اراده شده است ، و هيچكدام از دو امر قابل قبول نيست و هر دو در غايت بعد است ( زيرا اطلاق مجازى نيازمند علاقه است و در استعمالات مذكور علاقه لحاظ نشده است . و نيز اين سؤال مطرح مىشود كه حمل موارد مذكور بر خصوص كدام مرتبه باشد ؟ ظاهرش استعمال در خود جنس و كلى است نه در مرتبهء معينى . )
نتيجه : حق اينست كه وضع الفاظ عبادات عام و موضوع له آنها نيز عام است .
( نكته : هدف از طرح اين مقدمه دفع اين توهم است كه كسى خيال كند كه موضوع له الفاظ عبادات خصوصيات مراتب است و در نتيجه نياز به تصوير جامع نيست تا به اعمىها اشكال شود . و پاسخ يا دفع توهّم اينكه : اولا ديديم كه موضوع له همانند وضع عام است و نياز به تصوير آن عام و جامع داريم . تا وضع بيايد و ثانيا برفرض كه موضوع له
هامش
( 1 ) - سوره عنكبوت ، آيه 45 .
( 2 ) - اعتقادات مجلسى ، ص 39 .
( 3 ) - دعائم الاسلام ، ص 133 ، ج 1 .
( 4 ) - من لا يحضر الفقيه ، ج 2 ، ص 44 .
( 5 ) - وسائل الشيعة ، ج 6 ، ص 4 ، حديث 5 .
( 6 ) - وسائل الشيعة ، ج 6 ، ص 4 ، حديث 4 .
( 7 ) - وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 7 ، حديث 14 .
( 8 ) - وسائل الشيعة ، ج 6 ، ص 339 ، حديث 4 .