نتيجه نهائى : در مقدمهء سوم كه مقدمه مهم و سرنوشتسازى بود و سخن از تصوير قدر جامع بود صحيحىها از عهدهء تصوير آن برآمدند ولى اعمىها از هر راهى وارد شدند نتوانستند يك تصوير روشن و شفاف و خالى از اشكال و ابهام و تيرگى عرضه كنند .
د ) وضع الفاظ عبادات
قوله : و منها : مقدمه چهارم از مقدمات مبحث صحيح و اعم ، در رابطه با كيفيت وضع الفاظ عبادات است : كرارا گفته شد كه عبادات و مخصوصا نماز داراى مراتب گوناگون هستند اينك مىخواهيم بدانيم كه نحوهء دلالت لفظ صلاة بر اين مراتب چگونه است ؟ در اين مورد پنج احتمال متصور است :
1 - لفظ صلاة نه بر قدر جامع اين مراتب دلالت مىكند و نه خصوصيات اين مراتب . اين احتمال قطعا باطل است ، زيرا اگر صلاة بر هيچكدام از افراد خودش و بر قدر جامع ميان افراد دلالت نكند پس بر چه چيز دلالت مىكند ؟ معناى آن چيست ؟
2 - لفظ صلاة براى يكايك خصوصيات و مراتب جداجدا وضع شده است . اين نيز باطل است زيرا مستلزم اشتراك لفظى است كه احدى بدان ملتزم نيست .
3 - لفظ صلاة براى بعض مراتب آن وضع شده و در بقيه مراتب مجازا استعمال مىشود اين نيز باطل است زيرا در وجه رابع و خامس از وجوه تصوير قدر جامع روشن شد كه مرتبهء خاصى را نمىتوان در نظر گرفت و موضوع له قرار داد .
4 - مشهور و مرحوم آخوند برآنند كه وضع الفاظ عبادات عام و موضع له آنها هم عام است يعنى شارع در هنگام اسمگذارى ، يك معناى كلى را لحاظ كرده و كلمهء صلاة را هم براى همان قدر جامع قرار داده است ( البته نام آن كلى را پيدا نكرديم ) .
5 - الفاظ عبادات از حيث وضع ، عام باشند ولى از حيث موضوع له خاص باشند يعنى شارع در هنگام تسميه يك مفهوم كلى را منظور كرده ولى لفظ صلاة را براى خود آن كلى قرار نداده بلكه براى مصاديق و افراد آن قرار داده است .
مرحوم آخوند مىفرمايد : اين احتمال هم جدا بعيد است زيرا يك تالى فاسد دارد . بيان