مسلمانان اين الفاظ را در عمل فاقد بعض اجزاء هم به كار بردند و حقيقتا هم اطلاق كردند ، منتها به يكى از دو طريق زير :
1 - از باب حقيقت ادعائيه سكاكى كه عبادت ناقص را به منزله عبادت كامل فرض كرده و به دنبالش اسم عبادت را بر كامل ادعائى اطلاق كنيم . . .
2 - از باب حقيقت مصطلح : كه پس از دو يا سه يا چند بار كه لفظ صلاة در عمل ناقص استعمال شد كمكم انس ذهنى مىآيد و بدون رسيدن به درجهء كثرت و شهرت استعمال ، حقيقت مىشود و منشأ آن دو امر است :
1 - مشابهت در صورت : در نمازهاى فاسد و بدون سوره مشابهت در صورت وجود دارد و در بعض مراتب صحيحه نيز مشابهت با جامع جميع اجزاء است .
2 - مشاركت در اثر : در نمازهاى صحيح و لو شباهت صورى نباشد ولى شراكت تأثيرى هست كه همه در يك اثر شركت دارند و بالمسامحه نام يكى بر ديگرى اطلاق مىشود .
نتيجه : اگرچه الفاظ عبادات روز اول براى خصوص صحيح و كامل و تام اسمگذارى شدند ، ولى در اثر توسعهء عرفى بر ناقص و فاقد بعض اجزاء هم حقيقتا اطلاق شدند و دائره معناى حقيقى توسعه يافت و اين معناى وضع براى اعم از صحيح و فاسد است .
قوله : و فيه : مرحوم آخوند در جواب مىفرمايند :
قياس الفاظ عبادات به اسامى معاجين و مركبات عرفيه ، قياس مع الفارق است . زيرا در معجونهاى عرفى و مركبهاى خارجى ، ما يك امر مضبوط داريم كه جامع جميع اجزاء و شرائط است و روز اول آن را در نظر مىگيريم و اسم مىگزاريم . . . ولى در عبادات ، ما يك صحيح مطلق و من جميع الجهات و بالنسبة به همه حالات و افراد نداريم كه روز اول آن را لحاظ كنيم ، بلكه هر مرتبهاى را كه در نظر بياوريد ، حتما صحت و فساد آن نسبى خواهد بود يعنى نسبت به فردى صحيح و نسبت به فرد ديگر فاسد است ، نسبت به حالتى صحيح و نسبت به حالت ديگر فاسد است . . . پس چيز معينى نداريم تا وضع اوليهء الفاظ عبادات را روى آن پياده كنيم .
قوله : فتأمل جيدا : شايد اشاره به اين باشد كه برفرض قبول وجه مذكور در الفاظ
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 138
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٣٨