براى اشخاص وضع شدهاند ، و تشخص هم بوجود خاص است ( و عوارض فرديه از امارات و علايم تشخص است و گرنه در حكمت متعاليه ثابت شده كه هر وجودى ، به نفس ذات خودش از وجود ديگر ممتاز و متميز است ، نه به عوارض مشخصه ) و تا اين وجود خاص در خارج موجود است ، آن تشخص و شخص واحد هم حقيقتا موجود و مستدام است ، اگرچه عوارض آن وجود معين مرتبا عوض مىشود ، كم و زياد مىشود ، حالات مختلف پيدا مىكند و . . . ولى اين اختلافات در عوارض نه موجب اختلاف و تعدد شخص واحد مىشود و نه به صدق الاسم ضرر مىزند .
[ البته مرحوم آخوند روشن نكردهاند كه آن حقيقت شخصيه كه ماندگار است چيست ؟
آيا همان هويت شخصيه و نفس ناطقه آدمى است يعنى همانكه با من از او تعبير مىكند و مىگويد : « من گفتم ، من رفتم و . . . » ؟ اگر اين باشد البته نفس ناطقه باقى است حتى پس از مرگ بدن ، يا اينكه مراد بدن تنها است ؟ اگر اين باشد كه ماندگار نيست و مرتبا سلولهاى بدن در حال تغيير است و يا اينكه مراد مجموع مركب است ؟ كه اين نيز بقاء ندارد . زيرا مجموع بما هو مجموع و مركب بما هو مركب با انتفاء يك جزء هم منتفى مىشود و نبايد صدق الاسم باشد . ولى عرف روى مسامحه و محاسبه ظاهرى و مشابهت در صورت يا مشاركت در آثار ، نام آن را زيد مىگذارد كه اگر اين شد وجه مستقلى نبوده و به وجه رابع يا خامس ارجاع مىشود . ]
ولى در مقيس يعنى الفاظ عبادات وضعيت اينگونه است كه اينها براى مجموع مركب از اجزاء و مقيد به شروط ( عملى كه داراى اجزاء و شرايطى باشد ) وضع شدهاند و خود مجموع مركب يك امر مضبوطى نشد كه جامع جميع افراد متفرقات و مختلفات باشد و شما اعمىها بيان نكرديد كه آن مجموع مركب چيست و نمىتوانيد بيان كنيد . زيرا ميان مراتب صحيحه و فاسده چنين جامعى وجود ندارد ، آرى ما صحيحيها توانستيم بيان كنيم و قدر جامع درست كنيم و آن را از راه اشتراك مراتب صحيحه در آثار و سپس كشف مؤثر واحد بيان كرديم و عباداتى كه قدمبهقدم فرق مىكند و مراتب آن متفاوت است و يك عمل صحيح و كامل مطلق و من جميع الجهات و نسبت به همهء افراد و حالات وجود
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 135
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٣٥