در كلمه نيست زيرا در اسم معجون يا لفظ اسد تصرفى نشده و در غير موضوع له استعمال نشده بلكه تصرف در يك امر عقلى است و ربطى به وضع و استعمال ندارد .
2 - اساسا ممكن است بگوئيم : اطلاق اسامى مذكور بر مركب فاقد بعض اجزاء از باب حقيقت مصطلح است ( نه صرف ادعائيه ) به اين بيان كه وقتى اسم مذكور يك يا چند بار استعمال شد . ( بدون آنكه به درجهء شهرت و كثرت استعمال برسد ، كه اين نوع از حقيقت شدن در واقع قسم چهارم از اقسام چهارگانه وضع است : 1 - وضع تعيينى ابتدائى يا صريح 2 - وضع تعيينى استعمالى 3 - وضع تعينى كه در اثر كثرت استعمال پيدا شود 4 - وضع تعينى كه الآن مطرح است . ) و از آنجا كه اين طرز استعمالات با مسامحات عرفى ، در اذهان عرف مرتكز است ، كمكم ذهن با اين استعمال انس پيدا مىكند و بدون نياز به قرينه هم در اين موارد استعمال مىشود .
سؤال : منشأ اين انس ذهن چيست ؟
جواب : منشأ آن يكى از دو امر زير است :
1 - مشابهت در صورت : از آنجا كه اين معجون يا مصنوع فاقد بعض اجزاء با آن معجون و مركب كامل و تام در صورت و شكل ظاهرى همانند مىباشند ، اين امر سبب انس ذهن مىگردد .
2 - مشاركت در اثر : از آنجا كه معجون ناقص ، عمدهء آثار معجون كامل را دارد ، لذا عرف با مسامحه بر ناقص هم همان اسم كامل را اطلاق مىكند [ و چهبسا در معجون ناقصى هر دو امر باشد يعنى هم مشابهت در صورت و هم مشاركت در اثر ، و لذا در عبارت فرموده :
« المشابه له صورة و المشارك . . . » كه با واو جمع آورده نه با او ] اين بود وضع اسامى معاجين كه روز اول در خصوص معجون كامل حقيقت شدند و سپس با مسامحه در ناقص هم حقيقتا استعمال شدند .
حال در باب الفاظ عبادات هم مطلب از اين قرار است ، يعنى اعمىها هم قبول دارند كه روز اول شارع مقدس ، الفاظ عبادات را براى خصوص عبادت صحيح ( آن هم صحيح اعلائى يعنى جامع جميع اجزاء و شرائط ) اسمگذارى كرد ، ولى بعدها خود شارع و
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 137
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٣٧