تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
ندارد ، آن را نمىتوان به اعلام اشخاص قياس كرد كه در همه مراتب يك شخص ، يك حقيقت جاويد و ثابت و هميشگى وجود دارد . قوله : رابعها : وجه چهارم از وجوه تصوير جامع بر مسلك اعمىها : اين وجه نيز قياسى بيش نيست . بيان ذلك : وضع الفاظ عبادات را به وضع اسامى معاجين و مركبات عرفيه قياس كرده‌اند ، و گفته‌اند : در باب معاجين و مركبات خارجيه مطلب از اين قرار است كه مثلا عطار يك داروى گياهى را از چندين ماده گياهى تركيب كرده و با يكديگر عجين مىكند و براى مداواى بيماران به كار مىبرد ، يا دكتر داروساز يك داروى طبى را به طرز خاصى از موادى مىسازد ، يا صنعتگرى هواپيمايى را از اجزاء خاصى مىسازد و . . . و براى معجون يا مصنوع خويش نامى انتخاب مىكند ، آنگاه در مقام اسم‌گذارى ، ابتدا آن معجون يا مصنوع را با تمام اجزاء و خصوصيات لازم و بدون كم و كاست و بدون اضافه برآن ، منظور مىكند و لفظ را هم براى همان مجموعه كامل و تام وضع مىكند ولى بعدا خود مخترع و صانع كه از اهل عرف است و يا ساير مستعملين قدرى توسعه داده و با مسامحه‌اى كه در طبيعت انسانها ، مرتكز و ريشه‌دار است كه خيلى دقت نمىكنند و مقيد به اطلاق آن لفظ بر جامع جميع اجزاء نيستند ، بر معجون يا مصنوعى هم كه احيانا جزئى كم و زياد داشته باشد اين اسامى را اطلاق مىكنند و اين اطلاق هم حقيقى است نه مجازى ، منتها به يكى از دو شيوه ذيل : 1 - يا از باب حقيقت ادعائيه جناب سكاكى : وى در خصوص استعاره كه قسمى از مجاز است و علاقه آن عند المشهور علاقهء مشابهت است قائل به حقيقت ادعائيه شده به اين بيان كه : نخست در عالم ادعا و فرض و تنزيل ، مجموعهء فاقد يك جزء را مصداقى از مصاديق مجموعهء واجد همهء اجزاء قرار داده و فاقد را به منزلهء واجد مىدانند و كأنّ اين همان است بدنبال ادعاى مذكور اسامى مذكور را بر مجموعه‌اى كه كامل ادعايى است ، اطلاق مىكنند . همانند اينكه نخست رجل شجاع را در عالم ادعا فردى از افراد حيوان مفترس قرار مىدهيم و بدنبال آن اسد را در حيوان مفترس به كار مىبريم و اين از باب مجاز