معظم اجزاء است . ولى كدام ده جزء ؟ روى هر جزئى از 15 جزء كه انگشت بگذاريم احتمال مىدهيم داخل باشد يا خارج و در نتيجه نمىدانيم ماهيت صلاة از اين ده جزء درست شده يا از آن ده جزء ؟ و ترديد در ماهيت هم محال است . زيرا اولا هر ماهيتى فى حد نفسه معين است و ابهامى ندارد و ثانيا با حكمت وضع كه افاده مراد است سازگار نيست ، تردد و جهالت كجا ! ! و افاده و تفهيم كجا ! ! و مخصوصا اگر مطالب مذكور را در مثل نماز ملاحظه كنيم كه آنهمه مراتب مختلف و متنوع دارد كه از اشاره تا عمل كامل را شامل است و اشكال مذكور در آن أوضح است پس وجه ثانى هم قابل قبول نيست .
قوله : ثالثها : وجه سوم از وجوه تصوير قدر جامع بر مسلك اعمىها :
اين وجه در واقع يك قياس و تشبيه است ، يعنى الفاظ عبادات را به اعلام اشخاص از قبيل زيد و بكر و . . . قياس مىكنند . همانند فردى كه نام فرزندش را زيد مىگذارد و اين زيد مثلا صد سال عمر مىكند و در طول اين مدت فراز و نشيبهاى زيادى را طى مىكند و حالات مختلفى پيدا مىكند ، گاهى كودك است و زمانى جوانى تنومند و مدتى ميانسال و چند صباحى هم كهنسال و خميده است ، از لحاظ حجم و چاقى و لاغرى تفاوتهايى كند ، از نظر رنگ و كيفيات عوض مىشود و چهبسا از نظر زياده و نقصان اجزاء تفاوت مىكند ، گاهى در اثر سانحهاى دچار نقص عضو مىشود ، گاهى در اثر جراحى و معالجاتى داراى عضو پلاستيكى زايد بر اعضاء اصلى مىشود و . . . ولى هيچكدام از اين تغيير و تحولهاى عرضى به صدق الاسم ضرر ندارد بلكه در تمام مراحل برآن شخص ، نام زيد حقيقتا اطلاق مىشود . حال همين مطلب را در مورد الفاظ عبادات هم به كار مىبرند كه روز اول شارع كلمه صلاة را براى عبادت خاصهاى اسمگذارى كرده سپس به لحاظ اشخاص و ازمنه و امكنه و حالات مكلفين ، در آن عبادت تغيير و تحولاتى پديد مىآيد . گاهى چهار ركعتى است گاهى دو ركعتى ، گاهى ايستاده و گاهى نشسته و . . . ولى اين تغيير و تحولات لطمهاى به صدق نام صلاة نمىزند .
قوله : و فيه : مرحوم آخوند در رد اين وجه مىفرمايد : قياس مع الفارق است زيرا كه در مقيس عليه يا اعلام شخصيه وضعيت بدين قرار است كه الفاظ حسن و حسين و على و . . .
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٣٤