تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
اخلال رساند بىشك بر مبناى شما بر اين عمل صلاة گفته مىشود درحالىكه فاقد بعض اركان است . يا مثلا بنا بر اينكه مجموع سجدتين ركن باشند اگر مكلفى يك سجده را سهوا انجام نداد ركنى كم شده و نماز باطل است و لو همهء اجزاء و شرائط ديگر را آورده باشد باز نبايد اسم صلاتى صدق كند ، درحالىكه خود شما آن را صلاة مىدانيد و لو شرعا فاسد و باطل است اگر عمدا كم شود ولى ماهيت ديگر نيست ماهيت صلاة است . حال اگر اركان موضوع و مسمى بود مىبايست با اخلال به آن صدق الاسم مختل شود و ليس فليس ، پس صدق الاسم دائر مدار اركان نيست . و متقابلا خيلى جاها با اينكه اركان هست و به آنها اخلال نشده مع‌ذلك صدق الاسم نيست و آن در موردى است كه به ساير اجزاء و شرائط اخلال وارد كند . فى المثل موالات را مراعات نكند ، و « مع الفصل الطويل المخل بالهيئة الاتصالية » انجام دهد ، و يا ميان اعمال صلاتى ترتيب را مراعات نكند و اول سجده را بياورد سپس ركوع را و سپس قيام و . . . را . در اينجا حتى بر مبناى اعمى هم نام صلاتى صادق نيست و اگر موضوع له اركان بود بايد صدق مىكرد ، پس معلوم مىشود اركان مسماى صلاة نيست و صدق الاسم دائر مدار آن نيست . ( جواب جدلى است ، و از مسلمات عند الخصم استفاده شده و گرنه صحيحى بر هيچ‌كدام از مواردى كه ركنى يا غير ركنى كم يا زياد شود اطلاق صلاة نمىكند ) 2 - قوله : مع أنّه : اگر صلاة براى خصوص اركان وضع شده باشد لازمه‌اش آنست كه وقتى ما كلمهء صلاة را در عمل جامع جميع اجزاء و شرائط استعمال مىكنيم ، يك استعمال مجازى باشد . ( زيرا لفظ صلاة در غير موضوع له استعمال شده است ) . اگر بپرسيد : مجاز قرينه لازم دارد ، اينجا كدام علاقه موجود است ؟ خواهيم گفت : علاقهء جزء و كل ، يعنى لفظى كه « صلاة » براى جزء « اركان » وضع شده مجازا در كل « مجموع اجزاء و شرائط » استعمال شده است . و اين لازم قابل التزام نيست و گمان نداريم كه اعمى اين‌قدر كم‌توجه باشد و به آن ملتزم شود . و بر اكمل مصاديق صلاة صدق صلاة را مجازى بداند ! !