تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
اعم ؟ مناسبت كدام را با معناى لغوى منظور كرده بود ؟ منتها چون بعدا وضع درست شده اين براى ما مهم است و كارى به استعمال روز اول نداريم . بايد گفت : الفاظى كه بعد از تشكيل وضع تعينى استعمال شده‌اند حمل بر صحيح يا اعم مىشود على المبنى اما الفاظ سابق بر وضع تعينى مشكل دارند ] .

ب ) معناى صحت و فساد

قوله : و منها : واژه صحت و فساد در علوم مختلف تفسيرهاى گوناگونى دارد . متكلم در علم كلام مىگويد : [ الصحيح ما وافق الشريعة او الامر و الفاسد بخلافه ] فقيه در بخش عبادات علم فقه كه مورد بحث ما است ، مىگويد : [ الصحيح ما اسقط الاعادة و القضاء و الفاسد بخلافه ] و در معاملات مىگويد : [ الصحيح ما يترتب عليه الاثر المطلوب و الفاسد بخلافه ] طبيب در علم طب صحت را به اعتدال مزاج و فساد را به انحراف مزاج تفسير مىكند و . . . حال آيا كلمهء صحت معانى گوناگونى دارد ؟ و مشترك لفظى است ؟ آخوند مىفرمايد : به نظر ما صحت همه جا يك معنا دارد و آن تماميت است . فلان عمل صحيح است يعنى درست است و كامل است ، عيب و نقصى ندارد . داراى همهء اجزاء و شرايط و فاقد هر نوع مانع و قاطعى است و در همهء علوم و استعمالات هم همين معنا منظور است . منتها از آنجا كه هر علمى از صحت و فساد ، غرض و هدفى را تعقيب مىكند و يك چيز برايش مهم است و مقصد اصلى او را تأمين مىكند ، مثلا [ غرض فقيه آنست كه وضع فعل اختيارى مكلف را روشن سازد كه آيا اعاده لازم است يا خير ؟ قضاء لازم است يا نه ؟ لذا در مقام تعريف به اين غرض توجه نموده و بر اساس آن تعريف مىكند . هدف متكلم آنست كه از احوالات مبدأ و معاد بحث كند و اينكه چه عملى موجب قرب پروردگار و استحقاق مثوبت است و چه عملى موجب بعد از مولى و استحقاق عقوبت است و . . . لذا به مقتضاى غرضش آن تعريف را عرضه مىكند ، و هكذا