جواب : نهايت چيزى كه مىتوان گفت و اينها را در بحث شركت داد يك راه است كه تنها در مقام تصور و ثبوت قابل تصوير است و اما در مقام اثبات و تصديق قابل استدلال نيست و مردود است
اما مقام ثبوت و تصوير شركت اينان در بحث : بر مبناى منكرين ترديدى نيست در اينكه استعمال الفاظ عبادات در معانى شرعيه به نحو مجاز بوده و تا آخر عمر حضرت رسول هم اين مجازيت باقى بود . ولى سخن در اين است كه اصل در بين استعمالهاى مجازى كدام است ؟ آيا اصل استعمال در خصوص عبادت صحيح است ؟ يا اصل استعمال در اعم است ؟
منظور ما از اصل اينست كه : روز اولى كه شارع مقدس الفاظ عبادات را مجازا در معناى شرعى آنها به كار برد ميان كداميك از اين دو معنا ( صحيح و اعم ) با معناى لغوى اين الفاظ ، رعايت مناسبت نموده و ملاحظه قرينه نموده و ابتداء در كداميك استعمال كرد ؟ آيا ابتداء ميان معناى لغوى با خصوص عبادت صحيح رعايت علاقه نمود ، و اولينبار لفظ را در خصوص صحيح استعمال كرد و البته بعدها در اعم از صحيح و فاسد هم استعمال كرده و لكن در اين استعمال مجازى ، مناسبت ميان معناى لغوى و اين معنا در نظر گرفته نشده بلكه مناسبت با مجاز اولى ( خصوص صحيح ) را لحاظ كرده ( كه علاقه مشابهت و مشاكلت نماز فاسد با نماز صحيح باشد ) و لفظ را در مجاز دوم هم استعمال كرده ؟ اين را در اصطلاح علم بيان سبك مجاز از مجاز گويند .
يا در روز نخستين ميان معناى اعم و معناى لغوى مراعات قرينه كرده و در آن استعمال كرد و البته بعدها در صحيح هم مجازا به كار برد ولى با ملاحظهء علاقه مشابهت ميان صحيح و اعم ؟ مجاز اول را مجاز اصلى و مجاز دوم را مجاز فرعى و تابع مىگوييم .
صحيحىها مىگويند : شارع مقدس ابتداء و بالاصالة مناسبت ميان لغت و خصوص صحيح را در نظر گرفته و لفظ را در آن استعمال كرد و صحيح معناى اولى و اصلى در شرع است ، و استعمال در اعم تبعى است . و اعمّى مىگويد : روز اول ميان لغت و اعم مراعات قرينه شده و بعدها در صحيح هم استعمال شده ،
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١١٦