بايد به استنباط خود ارزش قائل باشد ولى مرجحيّت آن نسبت به احد الخبرين مورد بحث است و ضمنا اگر باشد از مرجحات خارجيه است كه مضمون را تقويت مىكند يعنى وجوب يا حرمت و . . . را كه مدلول حديث است
سؤال : عمل الافقه به احد الحديثين از چه راهى بدست مىآيد ؟
جواب : يا از راه وجدان كه ديدهايم وى به اين حديث استناد كرده و طبق آن فتوا داد و يا از راه نقل و روايت اين حديث بنا بر اينكه غالبا نقل حديث ملازم با عمل به آنست و در هر حال اگر مجرّد نقل باشد داخل مىشود و در بخش مرجحات صدوريه و ترجيح به صفات راوى ولى اگر همراه با عمل باشد از اين حيث در مرجح مضمونى خارجى داخل مىشود
مثال سوّم : دو حديث تعارض كرده احدهما موافق عامه و ديگرى مخالف عامه ، گفته شد مخالف عامه رجحان دارد ولى باحد الوجهين يا به وجه ثانى كه به مناط اقربيت الى الحق و الرشد باشد و يا به وجه رابع كه به مناط عدم احتمال تقيه و تنها احتمال بيان واقع باشد آنگاه بنا بر وجه رابع ترجيح به مخالفت با عامه از جملهء مرجحات جهتيه داخليه خواهد بود ولى بنا بر وجه ثانى از مرجحات مضمونيه است منتها حالا مرجح مضمونى داخلى باشد يا خارجى حق اينست كه خارجى است ولى هركدام كه باشد عندنا تفاوتى ندارد مهم اينست كه مضمون حديث را تقويت مىكند
مثال چهارم : دو حديث تعارض كرده و مضمون احدهما موافق با اجماع منقول به خبر واحد است كه اجماع مستقلا در خارج موجود است و ضمنا سبب رجحان هم هست ( البته بنا بر عدم حجيت آن و الّا بنا بر حجيتش در مباحث القسم الثانى داخل مىشود كما سيأتى )
مثال پنجم : دو حديث تعارض كرده كه يكى دال بر حرمت است ديگرى دال بر وجوب در اينجا بعضى جانب حرمت را ترجيح دادهاند به بركت امارهء ظنيه
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 334
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣٤