القطعى على بطلان آنها مثل قياس - استحسان و مطلق اجتهاد به رأى كه در بازارهاى فقه عامّه شيوع و خريدار دارند ولى عندنا متاعى است كه به پشيزى خريدار ندارد
فعلا بحث ما راجع به قسم از اول است :
ابتدا مثالهائى چند آورده سپس وارد بحث مىشويم :
مثال اول : مكرر گفته و شنيدهايم كه شهرت بر سه نوع است
1 - عملى
2 - فتوائى
3 - روائى
معانى آنها و نسبت ميان آنها از نسب اربع را از مباحث ظن همين كتاب و نيز مبحث شهرت جلد سوّم شرح اصول فقه و نيز مباحث تعادل و تراجيح از جلد سوم شرح اصول فقه ملاحظه فرمائيد .
از اين سه نوع شهرت روائى كه منصوص هم بود از جمله مرجحات داخليه صدوريه است كه تفصيلا بحث شد ولى شهرت عملى و يا فتوائى از جملهء مرجحات خارجيه مىباشند كه مستقلا و جداى از خبر در خارج موجودند و ضمنا سبب ترجيح هم هستند .
سؤال : شهرت عمليه را از چه راهى مىتوان بدست آورد ؟
جواب : يا از راه وجدان در كتب فقهاء كه فتوى داده و به فلان حديث همگى استناد كردهاند و يا از راه نقل روايت كه همه نقل كردهاند البته بنا بر اينكه غالبا ملازم وجود دارد ميان نقل حديث و عمل به آن و كم است موردى كه حديثى نقل شود و بدان عمل نشود
مثال دوّم : دو حديث تعارض كرده كه به احدهما افقه الفقيهين و به ديگرى فقيه عمل كرده در اينجا هم عمل الافقه مستقلا حجت نيست و هر مجتهدى
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 333
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣٣