عامين من وجه و ماده اجتماع عالم شاعر است و دومى با سومى نيز عامين من وجه و ماده اجتماع فاسق شاعر است و هر سه باهم عام و خاص من وجه بوده و ماده اجتماعشان عالم فاسق شاعر است .
حال در مقام معالجه فرض كنيد عام اول نسبت به دوّمى قليل الافراد است و قبلا گذشت كه قليل الافراد بر كثير الافراد رجحان دارد و لذا ماده اجتماع را از دليل دوّم مىگيرد بدليل اول مىدهد سپس فرض كنيد كه عام دوم پس از تخصيص با اولى و خروج ماده اجتماع از تحت آن نسبت به سومى قليل الافراد شده و ماده اجتماع را از سوّمى مىگيرد و فرض كنيد كه سوّمى پس از خروج ماده اجتماعشان نسبت به اولى قليل الافراد شده و در ماده اجتماع مقدم مىشود .
و نتيجه نهائى اين مىشود كه ماده اجتماع يعنى عالم فاسق شاعر در تحت دليل سوم داخل مىشود و اكرامش مستحب مىشود آنگاه دليل اول و دوّم كه قبل از اين معالجه عام و خاص من وجه بودند حالا پس از اين معالجه متباينين هستند و انقلاب نسبت پيدا كردهاند .
قوله : و قس على ما ذكرنا :
هرچه تا به حال ذكر شد از حيث ترتيب معالجات برحسب دلالتها بود .
حالا همين قانون در ترجيح سند هم قابل اعمال است فرض كنيد دليل اكرم العلماء از حيث سند اقوى است و راويانش اعدل هستند و دليل لا تكرم الفساق راويانش عادل هستند و دليل يستحب اكرام الشعراء راويانش ثقه هستند دليل اول بر دوّمى مقدم شده و مخصص آن مىشود نسبت به ماده اجتماع و دوّمى بر سومى و مخصص آن مىشود
و هكذا . . .
اين بود بيان برخى از مرجحات دلاليهء اظهر بر ظاهر و قدرى بحث طول كشيد چون اشتباهات و لغزشها در محاسبات در اين باب بسيار است و از حالا به
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 261
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٦١