العالم غير الشاعر و الشاعر غير العالم دليل سوّم كه اخص از آن دو و اظهر هم هست در خصوص عالم غير شاعر بر اولى مقدم و در شاعر غير عالم بر دومى مقدم مىشود و حكم آن دو را استحباب درست مىكند در نتيجه اكرم العلماء منحصر مىشود به عالم شاعر و لا تكرم الشعراء هم منحصر مىشود به شاعر عالم .
و در اينجا ملاحظه مىشود كه قبل از ترجيح دليل سوم آن دو عامين من وجه بودند ولى پس از ترجيح نسبتها عوض شده و متباينين گرديدهاند ولى رجحان براى احدهما بر ديگرى نيست و بايد سراغ قواعد متعارضين متعادلين رفت .
3 - و گاهى انقلاب نسبت حادث مىشود و احدهما بر ديگرى ترجيح هم پيدا مىكند آن هم به نسبت متفاوت مثلا دليلى گفته : اكرم العلماء ، دليل دوم گفته : لا تكرم فساق العلماء و دليل سوم گفته : يستحب اكرام العدول [ البته انسب اين بود كه مثال به يجب و يحرم و يستحب مىآورد ] حال در اينجا دليل اول با دوّمى عام و خاص مطلق هستند و اول با سوّمى عامين من وجه ما بين دو دليل اول قانون عام و خاص مراعات مىشود و هو تقديم الخاص على العام چون ترجيح دلالى دارد پس از تقديم عام منحصر مىشود به عالم عادل و همين دليل كه قبل از ترجيح نسبتش با سوّمى عامين من وجه بود پس از ترجيح حالا عام و خاص مطلق شده و باز قانون اينست كه يقدم الخاص على العام و در نتيجه اكرام فاسقين از علماء حرام ، اكرام - عادل از علماء واجب و اكرام عادل از غير علماء مستحب خواهد بود .
4 - و گاهى انقلاب نسبت حادث مىشود و ترجيح هم پيدا مىشود آن هم به نسبت واحده نه متفاوته فرض كنيد سه دليل داريم با عناوين ذيل :
1 - يجب اكرام العلماء 2 - يحرم اكرام الفساق ، 3 - يستحب اكرام الشعراء اولى با دوّمى عامين من وجه و ماده اجتماعشان عالم فاسق است و اولى با سومى نيز
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 260
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٦٠