تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
2 - باز هم يقينا لفظ در موضوع له خود استعمال نشده و در معناى مجازى استعمال شده ولى لفظ داراى دو صنف معناى مجازى است كه يكى مجاز قريب است [ يعنى مجازى كه به معناى حقيقى نزديكتر است ] و ديگر مجاز بعيد است مثلا يقينا صيغهء افعل در وجوب استعمال نشده ولى آيا در ندب كه مجاز قريب است به كار رفته يا در اباحه كه مجاز بعيد است ؟ برخى گفته‌اند : اذا تعذرت الحقيقة فاقرب المجازات اولى بالارادة من الكلام و برخى گفته‌اند : هر دو مجازند و هيچ مجازى بر مجاز ديگر رجحان ندارد و لذا كلام مجمل مىشود ولى نوعا حمل بر استحباب انتخاب شده [ البته اين مثال را براى مجاز شايع و غير شايع نيز مىتوان ذكر كرد ولى بين عنوان شايع و غير آن با مجاز قريب و بعيد عموم من وجه است ] 3 - در باب ادوات دالّه بر عموم نوعا فرموده‌اند عمومى كه با لفظ كل و اخوات آن دانسته شود اظهر و اقوى است از عمومى كه با جمع با الف و لام دانسته مىشود و لذا دلالت آن دسته بر عموم اجماعى است بر خلاف جمع با الف و لام و نيز در تعارض جمع با الف و لام با مفرد محلّى به الف و لام در مثل اكرم العلماء و لا تكرم الفاسق نسبت به ماده اجتماع جمع با الف و لام را مقدم داشته و از خير مطلق گذشته آن را تقييد كرده‌اند چون جمع دلالتش نوعا بالوضع و مفرد با مقدمات حكمت است و هكذا نسبت به ساير ادوات عموم كه قبلا در اوائل بحث اظهر و ظاهر از قول مرحوم آشتيانى در بحر الفوائد بدانها اشاره‌اى شد 4 - اگر دو تا عام با يكديگر در ماده اجتماع تعارض كردند ولى احد العامين من وجه در مقام اعطاء ضابطهء كليه و ديگرى در اين مقام نبود آن اولى تقدم دارد زيرا چنين عموماتى آبى از تخصيص هستند همچنين اگر احد العامين من وجه در مقام امتنان و آن ديگرى در غير مقام امتنان وارد شده اوّلى تقدم دارد از باب اينكه چنين عامى آبى عن التخصيص است .