تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
اين صورت همان‌طورىكه ظهور لفظ در معناى حقيقىاش مستند به وضع است همچنين ظهور لفظ و خطاب ديگر در معناى مجازى هم مستند به وضع است و هر دو ظهور وضعى هستند شما به چه دليل يك ظهور وضعى را فداى ظهور وضعى ديگر مىكنيد ؟ پس در اين فرض وجهى براى ترجيح و تقديم احد الظهورين الوضعيين نيست و گاهى اين ظهور مستند به قرائن حاليه و مقاميه است مثل اينكه يك جا مولى فرمود : اكرم العلماء كه ظهور در وجوب دارد و عند المشهور ظهورش بالوضع است و جاى ديگر در مقام بيان مستحبات از جمله آنها همين اكرام علماء را بيان فرمود كه به اين قرينه مقاميه از خير آن ظهور وضعى مىگذريم و امر را بر ندب حمل مىكنيم پس در اين فرض هم كه ترجيح و تقديم با ظهور مجازى است و گاهى اين ظهور مستند به قرائن خارجيه و منفصلهء قطعيه است فى المثل يك جا مولائى به عبدش فرمود : اكرم زيدا كه ظهور وضعى در وجوب دارد ولى عبد با محاسبهء عقليه قطعيه به اين نتيجه رسيد كه مولى از زيد متنفر است و قطعا اكرام او را نمىخواهد اين حكم عقل قطعى قرينه مىشود بر اينكه از خير آن ظهور گذشته و آن را بر تهديد حمل كنيم و . . . باز هم ظهور مجازى مقدم شد و گاهى اين ظهور مستند به يك امر ظنى معتبر است مثلا مستند به شهرت فتوائيه است فرض كنيد يك جا فرموده : اغتسل للجمعة كه ظهور در وجوب دارد ولى از خارج شهرت فتوائيه بر استحباب آن قائم شد و ما هم فرضا شهرت را حجت مىدانيم باز به بركت اين قرينهء ظنيهء معتبره از خير آن ظهور وضعى گذشته و آن را بر استحباب حمل مىكنيم باز هم ظهور مجازى مقدم شد همان گونه كه اين امر
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 231 | على محمدى خراسانى