مفهومى باشد منطوقى است . و در قدم بعدى گفتهاند مفهوم غايت اظهر است شاهدش اينست كه بقول صاحب المعالم در ص 85 :
و التحقيق ما ذكره بعض الافاضل من انه [ تعليق به غايت ] اقوى دلالة من التعليق
بالشرط و لهذا قال بدلالته كل من قال بدلالة الشرط و بعض من لم يقل بها
و در قدم سوّم گفتهاند مفهوم شرط اقوى و اظهر از مفهوم وصف است و برآن مقدم است و بدليل اينكه ظهور الشرط در اينكه شرط الحكم باشد و حكم شرعى دائر مدار آن باشد اقوى است از ظهور وصف در اين معنا و احتمال اينكه وصف قيد الموضوع باشد نه قيد الحكم قوىتر است و لذا نوعا براى وصف مفهوم قائل نيستند و مىگويند : اثبات شىء نفى ما عدا نمىكند .
قوله : و منها :
مسئله پنجم از مسائل مرجحات نوعيه اظهر بر ظاهر :
دوران امر است ميان ظهور كلام در استمرار الحكم من اول الشريعة الى آخرها يا ظهور در عموم ازمانى و ميان ساير ظهورات از قبيل عموم افرادى ، اطلاق افرادى ، ظهور در وجوب ، ظهور در حرمت و . . . [ البته مسئله اول از مسائل باب كه دوران بين التخصيص و النسخ بود در حقيقت مصداقى از مصاديق اين مسئله پنجم است كه بخاطر اهميت ويژهء آن علىحده ذكر شد ]
فرض كنيد دليلى مىگويد : اكرم الفقهاء كه خاص است و ظهور در وجوب دارد و دليل ديگرى بعدا وارد شده كه نمىدانيم پيش از وقت عمل است يا پس از آن و مىگويد لا تكرم العلماء كه عام است و ظهور در تحريم دارد حال دوران امر است ميان اينكه خاص قبلى را مخصص عام بعدى قرار دهيم و قائل به تخصيص شويم تا عموم افرادى از بين برود ولى عموم ازمانى به حال خود باقى