فى المثل در تعارض منطوق با مفهوم كدام اظهر است فرض كنيد عامى داريم كه به دلالت منطوق و بعمومه بر مطلبى دلالت دارد مثل كل ماء طاهر كه آب قليل و كثير ، ملاقى و غير ملاقى را شامل است و قضيهء شرطيهاى داريم كه ظهور در مفهوم دارد مثل الماء اذا بلغ قدر كرّ لا ينجسه شىء كه مفهومش اينست : فاذا لم يبلغ الماء قدر كرّ يتنجس بالملاقات اين مفهوم خاص با آن منطوق عام تعارض مىكنند در اينگونه موارد كدام مقدم است ؟
آيا مفهوم را مقدم بداريم ؟ يا منطوق را ؟
البته گاهى منطوق و مفهوم متعارضان متباينان هستند و گاهى عموم و خصوص من وجه هستند و گاهى عام و خاص مطلق هستند
امّا به اين شكل كه منطوق اخص مطلق و مفهوم اعم مطلق است و گاهى بالعكس يعنى مفهوم اخص مطلق و منطوق اعم مطلق است كه ظاهرا مراد مرحوم شيخ اين صورت است و براى آن مثال آورديم
[ مثالهاى صور ديگر را در شرح اصول فقه و اصول استنباط مبحث عام و خاص بحث تخصيص عام به مفهوم آوردهام ] كه برخى جانب عام را ترجيح دادهاند به ملاحظهء اينكه عام منطوقى است و خاص مفهومى و منطوقى اقوى است و يقدم القوى على الضعيف و برخى جانب مفهوم را ترجيح دادهاند به لحاظ اينكه مفهوم اخص مطلق است و خاص اقوى از عام است و يقدم القوى على الضعيف
و برخى گفتهاند هركدام از عام منطوقى و خاص مفهومى داراى جهت قوت و جهت ضعفى است مثلا عام از حيث عموميت اضعف و از حيث منطوقى بودن اقوى است و مفهوم بالعكس است و لذا از باب جمع بينهما مفهوم خاص را مقدم مىداريم و الجمع مهما امكن اولى من الطرح
و برخى مىگويند ما كارى به اين جهات نداريم بلكه از آنجا كه خاص قرينه بر عام است مقدم مىشود چون يقدم القرينة على ذى القرينة و لو اضعف
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 199
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩٩