بنابراين مقتضى براى حجيت فعليه شدن هر دو موجود است و لو لا المانع اين مقتضى تأثير خود را گذاشته و حديثين را به درجهء ارزشمندى بالفعل مىرساند و خوشبختانه در مفروض بحث ما هيچ مانعى از فعلى شدن حجيتها نيست مگر جريان تعارض كه تكاذب الدليلين در مقام جعل و انشاء است و هركدام به زبان حال مىگويند آن ديگرى كذب محض است و جعلى است و از معصوم ( ع ) شرف صدور نيافته .
و مفتخريم بگوئيم و بدانيم كه در مواردى كه جمع عرفى ميسور است فى الواقع تعارضى وجود ندارد به بيانى كه در تقرير اول تفصيلا آورديم پس مقتضى موجود و مانع مفقود فيؤثر المقتضى اثره و اثر همان فعلى شدن حجيت هر دو و لزوم عمل به هر دو و جمع بينهما و اينكه حق نداريم كلاهما يا احدهما را طرح كنيم .
و در نتيجه چنين مواردى داخل مىشود در حديث شريفى كه سابقا در ميان اخبار علاجيه به شماره چهاردهم از داود بن فرقد نقل شد و آن اينكه : سمعت ابا عبد الله ( ع ) يقول :
انتم افقه الناس اذا عرفتم معانى كلامنا ان الكلمة لتنصرف على وجوه
فلو شاء انسان لصرف كلامه كيف شاء و لا يكذب .
و نيز داخل مىشود در حديث شريف به شمارهء 13 از امام رضا ( ع ) كه فرمود :
انّ فى اخبارنا محكما كمحكم القرآن و متشابها كمتشابه القرآن فردوا متشابهها الى محكمها و لا تتبعوا متشابهها دون محكمها فتضلّوا .
حال موارد جمع عرفى در اينگونه احاديث داخل است نه در اخبار علاجيه كه سخن از معالجهء متعارضين است زيرا چنان كه مكرر گفته آمد سؤال از علاج و راه حل تعارض مخصوص مواردى است كه اگر دليلين را به عرف عرضه كنيم متحير مىماند و در نتيجه با كلمهء اىّ و امثال آن مىپرسد :
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 168
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٦٨