[ مثلا يك راوى مىگويد : قال الباقر ( ع ) : يجب صلاة الجمعة و راوى ديگر مىگويد :
عن الباقر ( ع ) يحرم صلاة الجمعة و . . . ] وظيفهء ما چيست ؟ و به كدام اخذ كنيم ؟
حضرت فرمودند : اى زرارة آن حديثى را كه در ميان اصحاب الحديث مشهور و معروف است و همه آن را نقل كردهاند اخذ كن و حديث ديگر را كه شاذ و نادر است [ و مثلا يك يا دو نفر از محدثين آن را نقل كردهاند ] طرح كن و واگذار
عرض كردم : مولاى من دو حديث متعارض هر دو مشهور و داراى شهرت روائى هستند و هر دو از قول شما براى ما نقل مىشود در اين فرض چه كنم ؟
حضرت فرمود : هر روايتى كه راوى آن به نزد تو عادلتر و در پيش تو موثقتر است به آن اخذ كن [ و روايت ديگر را طرح كن ]
عرض كردم : راويان هر دو حديث نزد من عادل و مورد قبول و وثوق هستند در اينجا چه كنم ؟
فرمودند : نظر و دقت كن و هر حديثى را كه موافق عامه است رها كن و آن را كه مخالف عامه است بگير و عمل كن سپس علت آوردند به اينكه : فان الحق فيما خالفهم يعنى حق در ناحيه حديثى است كه مخالف عامه است [ بعدا توضيح خواهيم داد ]
عرض كردم : گاهى هر دو حديث موافق عامه هستند [ هر حديثى با رأى جماعتى از آنها سازگار است ] و يا هيچكدام موافق عامه نيست [ فرضا رأى عامه در فلان امر وجوب است ولى دو حديث متعارض يكى دالّ بر حرمت و ديگرى بر اباحهء آن امر است كه هيچيك موافق عامه نيست ] در اينجا چه كنم ؟
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١١٩