راويان حديث مشهور تنها در اين فرض است كه مىشود گفت الترجيح بالصفات مقدم على الترجيح بالشهرة و الشذوذ
امّا دو فرض ديگر هم هست كه در آن دو فرض نتوان ترجيح به صفات را مقدم داشت بلكه ترجيح به شهرت مقدم است :
2 - راوى حديث شاذ و لو افقه از راوى حديث مشهور است كه هر دو قاضى هستند ولى خبر مشهور كه راويش تنها قاضى نيست بلكه روات ديگر هم دارد و اصولا مشهور يعنى اينكه ناقلين آن زيادند پس و لو اين قاضى اعدل و افقه از آن قاضى است امّا از همهء نقله اعدل و افقه نيست بلكه در ميان نقلهء آن حديث كسانى هستند كه با قاضى ديگر كه ناقل شاذ است يا برابرند يا افقه از او هستند اينجا ترجيح به صفات را بر ترجيح به شهرت مقدم داشتن مشكل است و ناچاريم مشهور را مقدم بداريم نه شاذ را .
3 - اين راوى كه خبر شاذ را نقل كرده خود از همهء نقلهء حديث مشهور اعدل و افقه است و لكن اين راوى كه مستقيما از امام نقل حديث نمىكند بلكه اى چهبسا وسائطى هست كه بايد حال آنها را هم در نظر گرفت و وقتى ملاحظه كرديم ديديم كسانى هستند كه مفضول هستند نسبت به نقلهء حديث مشهور باز در اين صورت جاى ترجيح به صفات نيست و نتوان به مقبوله عمل كرد و حال آنكه مقبوله اطلاق دارد و همه صور را مىگيرد فالاشكال باق بحاله مگر اينكه مقبوله را برفرض اول حمل و تنزيل كنيم و دو فرض بعدى را به مرفوعه بدهيم تا حلّ اشكال شود
ولى بههرحال اشكال قابل حل باشد يا نه لطمهاى به ظهور بلكه صراحت مقبوله در مطلوب ما ندارد كه مطلوب اينست كه راجح را بايد گرفت و مرجوح را رها كرد و ترجيح واجب است حالا اول به صفات بعد به شهرت يا بالعكس
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١١٦