و الشراب و « قد يقال فى غيرهما » كرهه فلم يشربه و عفت الطير اعيفها اعافة اى زجرتها و كيف كان فالمراد بهما هو النهى غير الالزامى ]
سپس در ميان متعارضين يك حديث بر خلاف آن بود پس اين حديث مخالف رخصتى است در آنچه كه پيامبر آن را اعافه كرده يا كراهت داشته و تحريم نكرده يعنى ارتكاب بلا مانع است آنگاه چنين متعارضينى اخذ به هر دو روا است و به هركدام كه از باب تسليم و اتباع و واگذارى امر به رسول خدا ( ص ) اخذ كنيد مجاز و در وسعت هستيد و اگر حكمى را كه متعارضين بيان مىكنند در سنت نبوى ( ص ) نيافتيد علم آن را به ما ارجاع دهيد چرا كه ما اولى هستيم به اين امر و براساس آراء و سلائق خودتان در آن حكم نكنيد و در اينگونه از متعارضين وظيفه شما خوددارى و توقف از عمل و سپس تحقيق و جستجو در اطراف آن تا اينكه به بيان روشن از ما در آن رابطه دستيازيد و طبق آن عمل كنيد
[ خلاصه اينكه اگر متعارضين من جميع الجهات مساوى بودند وظيفهء شما توقف است نه تخيير بر خلاف مستفاد از مرفوعه زرارة ]
حديث چهارم : اين حديث از رسالهاى كه به مرحوم قطب راوندى منسوب است نقل شده و آن اينكه : مرحوم قطب به سند صحيح از امام جعفر صادق ( ع ) چنين نقل كرده :
حضرت فرمودند : هرگاه به دو حديث مختلف [ و متعارض ] برخورديد آن دو را به قرآن و كتاب الهى عرضه كنيد پس هركدام كه موافق كتاب الله بود آن را اخذ كنيد و مخالف كتاب را طرح سازيد [ منظور موافقت و مخالفت با ظواهر قرآن است نه نصوص ] و اگر آن حكمى را كه دو حديث متعارض مبين آن هستند در قرآن نيافتيد دو حديث را بر اخبار و احاديث عامه و اهل سنت عرضه كنيد پس هر حديثى كه موافق آنان بود آن را رها كنيد و هر حديثى كه مخالف عامه بود بدان اخذ كنيد و همان در حق شما حجّت است [ دو مرجح بيشتر بيان نشد ]
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 121
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٢١