چه همهء صفات و يا بعضى از آنها و امام ( ع ) هم سائل را تخطئه نكردند كه جا داشت بپرسى اگر بعضى بود دون بعض چه بايد كرد بلكه طبق سؤال ثانى جواب دادند پس هم فهم عرف و هم اين سؤال و جواب شاهد صدقى بر عدم اعتبار اجتماع صفات است
قوله : و كذا :
اشكال چهارم :
اين اشكال شبيه اشكال سوم است كه در فراز ديگر از مقبوله امام ( ع ) ميان سه مرجح را جمع كرده و فرموده اگر حديثى موافق كتاب و سنت و مخالف عامه بود آن را اخذ كنيد و حديثى را كه مخالف كتاب و سنت و موافق عامه بود طرح كنيد كه ظاهرش اعتبار جمع است و حال آنكه بالاجماع به هريك از اين سه مستقلا ترجيح حاصل مىشود پس اين ظاهر نيز خلاف اجماع است ولى جواب ما از اين اشكال همانند جواب از اشكال ثالث است كه جمع معتبر نيست .
حديث دوم : مرفوعه زرارة : دومين حديث از مجموعه چهارده روايت علاجيه كه در رسائل عنوان شده عبارتست از حديث مرفوعه زراره كه آقاى ابن ابى جمهور احسائى آن را در كتاب غوالى اللئالى از قول جناب علّامه از زرارة [ سلسله سند از علامه تا زراره رفع و برداشته شده و ما نمىشناسيم كه آن وسائط كيانند ؟ ] نقل كرده كه زراره گويد : از امام باقر ( ع ) پرسيدم : فدايت شوم گاهى از قول شما دو خبر و دو حديث
[ محشى گويد : ببالى ان الخبر فى مصطلح اصحاب الحديث هو ما لا يكون الامام ( ع ) ناقلا له عن رسول الله ( ص ) و الحديث هو ما يكون منقولا عن رسول الله ( ص ) و قد يطلق احدهما على معنى الآخر كه ظاهرا همين مراد باشد البته فروق ديگرى هم دارند كه در اوّل دراية الحديث جناب شهيد ثانى بيان شده فمن شاء فليرجع ] متعارض براى ما نقل مىكنند