اطلاق مىشود بر نور شمع هم كذلك ، بر نور كرمك شبفروز هم كذلك ولى آن كجا و اين كجا و اصولا عند الاطلاق از نور اين فرد اضعف تبادر نمىكند .
حال صدق مطلق بر مصاديقش ممكن است بالتفاوت باشد از اين باب كه هر مطلق يك فرد اكمل و اتم دارد كه انصراف بدوى يا ظهورى بدان دارد ولى معمولا صدق العام بر همهء افراد بطور تواطى و تساوى است و اكرم العلماء بطور مساوى عادل و فاسق و . . . را شامل است و فرقى نمىگذارد مگر اينكه از خارج دليلى فرارسد و مثلا عالم فاسق را تخصّصا يا تخصيصا اخراج كند .
امّا تخصّصى : دليل بگويد : الفاسق ليس بعالم يعنى به فاسق عالم به چشم عالم نگاه نكن و او را غير عالم حساب كن البته تنزيلا و تعبدا آنگاه اين دليل برآن عام حاكم مىشود و موضوع آن را محدود مىكند . و امّا تخصيصى : دليل بگويد : لا تكرم الفاسق من العلماء يعنى فاسقين هم موضوعا در اكرم العلماء داخل هستند ولى حكما وجوب اكرام ندارند ولى مادامىكه چنين دليلى نباشد حكم همان است كه ذكر شد يعنى صدق العام بر جميع الافراد مساوى است .
با حفظ اين مقدمه مستشكل مىگويد : در ما نحن فيه عالمى داريم بنام لا تنقض اليقين بالشك و اين عام دو فرد دارد كه بطور مساوى بر هر دو صادق است :
1 - شك سببى
2 - شك مسبّبى
آنگاه از خارج دليل خاصى داشتيم كه استصحاب سببى را تخصيصا و حكما خارج مىكرد يا استصحاب مسبّبى را تخصّصا و حكومة اخراج مىكرد ما تابع دليل بوديم ولى اينها خلف فرض است زيرا كه مفروض بحث
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 375
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٧٥