اينكه : الظن يلحق الشّيء بالاعم الاغلب يعنى چون اغلب يدها يد حقه است در اين مورد هم احتمال قوى مىدهيم كه چنين باشد و ظن طريقيت دارد نه اينكه موضوعيت داشته و هذا معناى اماره بودن .
سؤال : چرا شرع مقدس به غلبه اكتفا كرده و آن را در حق ما حجت قرار داده و تحصيل علم را لازم نفرموده ؟
جواب : از باب مصلحت تسهيل على العباد كه جزء مصالح نوعيه بوده و بر مصلحت شخصى تقدم دارد و اصولا فلسفهء حجيت امارات ظنيه بر مبناى طريقيت محضه همين مصلحت تسهيل است كما ذكر فى محلّه .
عقيدهء مرحوم شيخ هم همين اماره بودن است منتها بيانيهء جداگانهاى دارند كه ذيلا در ادامه بحث خواهد آمد .
2 - و عدهاى قاعدهء يد را از اصول عمليهء تعبديه مىدانند بدين معنا كه يد يا اصلا كاشف از واقع نيست و يا اگر كاشفيت دارد شرع مقدس آن را از باب كشف حجت نكرده بلكه تعبدا حجت كرده و دليل اين عده آنست كه ارزشمندى يد يك ضرورت اجتنابناپذير است زيرا كه قوام نظام معاملات مسلمين بر يد استوار است و لو لا يد بازارى براى مسلمين برپا نبود و لذا از باب ناچارى بايد به يد ترتيب اثر بدهيم چه كاشف باشد يا نه يعنى تعبد محض است و كشف ملاك نيست نظير اصالة الطهارة فى كل شىء شك فى طهارته و نجاسته كه يك اصل تعبدى است و از باب ضرورت ارزشمندى شده و گرنه اختلال نظام زندگى پيش مىآيد و يلزم كه انسان از تمام نعمتهاى دنيوى به يك لقمه غذا و يك جرعه آب قانع شود و لا يلتزم به احد من العقلاء فضلا عن الفقهاء و فضلا عن الشارع المقدس و در ذيل روايت حفص بن غياث هم كه در رابطه بايد وارد شده به همين ضرورت قطعى اشاره شده كه و لو لا ذلك لما قام للمسلمين سوق و اصولا استدلال فوق از همين حديث سرچشمه گرفته است .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 183
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٨٣