تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
مجهول التاريخ را از ديگرى نيز كه اثر عقلى است مىتوانيم اثبات كنيم و از جمله مثالهائى كه مىزنند اينست كه دو برادر كه از پدرشان مىخواهند ارث ببرند هر دو متفق القول مىگويند : اسلام برادر كوچكتر مثلا در تاريخ اول ماه رمضان بوده [ اين يك حادث ] ولى در رابطه با موت پدر [ اين هم حادث ديگر ] اختلاف دارند برادر بزرگتر مىگويد : در اواسط شعبان بوده پس اسلام تو متأخر از موت است پس ارث نمىبرى و برادر كوچكتر مىگويد : در اواسط رمضان از دنيا رفته پس اسلام من مقدم بر موت اب و موت متأخر از اسلام است پس منهم ارث مىبرم در چنين مسأله‌اى آقايان مشهور از جمله شيخ طوسى ، ابن حمزه - محقق - علامه - شهيدين و . . . فتوا داده‌اند به اينكه : القول قول مدعى تاخر الموت يعنى استصحاب بقاء حيات مورث يا عدم موت آن تا زمان اسلام و ارث جارى مىشود [ استصحاب در مجهول التاريخ ] و نتيجه مىدهد تأخر موت را پس موت المورث عن وارث مسلم ثابت گرديده و ارث ثابت مىشود . قوله : نعم : امّا همين مشهور كه در اينجا اصل را جارى ساخته و حتى آثار عقليه را هم مترتب كردند در مواردى مىبينيم بقول مطلق توقف نموده و به اصل عمل نكرده‌اند كه اطلاق كلامشان هم صورت مجهول التاريخ بودن هر دو حادث و هم صورت معلوم التاريخ بودن احدهما را شامل است و ما بعنوان نمونه چهار مورد از موارد توقف آنها را ذكر مىكنيم : نمونه اوّل : طهارتى حادث شده و حدثى نيز بوقوع پيوسته ولى كدام مقدم و كدام مؤخر است ؟ آقايان توقف كرده‌اند و اصل عدم را در هيچ‌كدام جارى نكرده‌اند بدون تفصيل بين مجهولى التاريخ و معلوميت احدهما . نمونهء دوّم : دو نماز جمعه در كمتر از يك فرسخ منعقد شده [ كه اگر هم‌زمان باشند هر دو باطل و اگر يكى متقدم و ديگرى متأخر باشد همين متأخر باطل مىشود چون واجد شرائط نيست ] ولى كدام حادث قبل و كدام بعد است