فى المثل شخصى نذر كرده كه هركسى در روز جمعه از دنيا برود يك فاتحهاى برايش بخواند كه وجوب قرائت فاتحه اثر شرعى حدوث موت در روز جمعه است اين فرض نيز در بيان اجمالى بر مبانى سهگانه محاسبه شد .
فرض سوّم : گاهى اثر شرعى از آن وجود و تحقّق مقيد اين امر حادث است [ فرق است ميان وجود و حدوث زيرا حدوث وجود مقيد به بعد العدم است ولى وجود لازم نيست مسبوق به عدم باشد بلكه با استمرار وجود سابق هم مىسازد و مىگوئيم اين همان حادث ديروزى است كه امروز هم موجود است ] .
فى المثل شخصى نذر كرده كه هركسى مرد در اولين جمعه از مرگ او فاتحهاى بخوانم در اين فرض اثر شرعى وجوب فاتحه بر اين وجود مقيد بار مىشود منتها نيازى به استصحاب نيست چون بالوجدان محرز است چه از ديروز موت زيد حادث شده باشد و چه امروز بالاخره امروز اولين جمعه از موت او است . . .
فرض چهارم : و گاهى اثر شرعى مال وجود مطلق اين امر حادث است يعنى اصل الوجود اين اثر را دارد نه وجود در اين ظرف زمانى يا در آن ظرف زمانى بلكه قدر جامع منشأ اثر است فى المثل شخصى نذر كرده كه هركسى مرد برايش فاتحهاى بخواند در اينجا موت محرز است چه مبدأش يوم الخميس باشد و چه يوم الجمعة فيجب قراءة الفاتحة مع الاخلاص و مع الصلاة مثلا و لكن باز هم ترتب اثر نيازمند استصحاب نيست چون موضوعش بالوجدان محرز است و حاجت به احراز تعبدى نيست .
فرض پنجم : بعضىها گفتهاند اگر اثر شرعى بر عنوان حدوث هم بار شود باز قابل استصحاب است .
منتها به اين بيان كه : در معناى حدوث دو قول است : 1 - حادث يعنى چيزى كه مبدأ تحقّقش فلان زمان است كه اين مبدأ و سرآغاز در او اخذ شده .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 327
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٢٧