تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
اينكه قمر در سير خود به نقطه‌اى برسد كه تمام شب رؤيت نشود پس آخر ماه است يا به حدّى برسد كه به شكل هلالى بسيار ضعيف و كمرنگ ديده شود پس اوّل ماه است و على هذا واسطه جليه است ولى به‌معناى عرفى كلمه خير چون عرف مىگويد : آخر ماه آن چيزى است كه متصل باشد به يك زمانى كه آن زمان محكوم به اول ماه جديد بودن است و اوّليت ماه آنست كه مسبوق به مثل نباشد و به اين معنا آسان است و مىتوان گفت اثر از آن نفس مستصحب است مع المسامحه . بعد مىفرمايد : به مثالها خود را مشغول نسازيم معيار كلى را بيان كنيم و بگذريم معيار كلى خفى بودن واسطه و جلى بودن آنست كه اگر خفى بود جارى و اگر جلى بود غير جارى است بعضى از اصولين معيار ديگرى دارند و آن اينكه در بعضى از موارد كه فقهاء از اصول مثبته مدد گرفته‌اند اين بعض مىگويد چون در آن موارد اجماع يا سيره [ اجماع عملى فقها يا همه مسلمين ] بر جريان قائم است لذا اين اصل حجت شده پس هركجا اجماع يا سيره نداشتيم اصل مثبت جارى نمىشود و هركجا داشتيم جارى مىشود . نظير اينكه در باب وضو شك مىكنيم كه آيا حاجب و مانعى بر اعضاء غسل و مسح در باب وضو يا غسل بوده يا خير ؟ در نتيجه شك مىكنيم كه آيا آب به بشره رسيده ؟ مسح بر بشره بوده يا خير ؟ اجماعا استصحاب عدم حاجب جارى كرده و نتيجه مىگيريم غسل و مسح بشره را و نتيجه شرعى دارد كه صحت وضو و نماز و . . . باشد . قوله : و فيه نظر : شايد اشاره باشد به اينكه در اين مثال از استصحاب استفاده نمىشود بلكه اگر شك ما در اثناء وضو و خلاصه قبل از تجاوز محل باشد بايد اعتنا كنيم و اگر پس از فراغت از عمل يا تجاوز از محل باشد قانون فراغ و تجاوز حاكم است و نوبت به استصحاب نمىرسد .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 323 | على محمدى خراسانى