تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
بدليل اينكه اصل مثبت است و حجت نيست و شايد هم اصل مثبت را جارى مىدانند ولى به لحاظ معارض داشتن اين فتوا را مىدهند يعنى استصحاب بقاء رطوبت با استصحاب بقاء طهارت ثوب تعارضا و تساقطا و يرجع الى قاعدة الطهارة و يحكم بالطهارة . البته با اغماض و چشم‌پوشى از اين مشكله كه اين دو استصحاب سببى و مسببى هستند چون شك در بقاء طهارت مسبب از شك در بقاء رطوبت است و سببى و مسببى متعارض نيستند چون در عرض هم نيستند . حال با اغماض از اين مطلب احتمال ثانى هم وجيه است . و اگر كسى بگويد : آيا كسى را مىشناسيد كه اغماض كرده باشد ؟ مىگوئيم : آرى جناب محقق اول در نظير ما نحن فيه اغماض كرده و آن اينكه شخصى متطهر بود پس از مدتى شك مىكند در بقاء طهارت و بدنبال آن در بقاء اشتغال ذمه به نمازى كه خوانده است در اينجا فرموده استصحاب بقاء طهارت با استصحاب اشتغال ذمه تعارض مىكنند با اينكه همه مىدانيد كه شك در اشتغال و عدم آن مسبب است از شك در بقاء طهارت و عدم آن ولى به سببى و مسببى اعتنا نكرده و بينهما تعارض افكنده است . مورد دوّم : نسبت به يوم الشك آخر ماه رمضان فرض كنيد شك داريم امروز اوّل شوال است يا آخر رمضان ؟ استصحاب مىكنيم عدم دخول شوال را و اين مستصحب آثار شرعيه و عقليه‌اى دارد از قبيل اينكه پس امروز آخر ماه رمضان است پس بايد روزه گرفت و اثر ديگرش اينست كه پس ، فردا اوّل ماه شوال است [ اثر عقلى ] پس بايد نماز عيد خوانده غسل كرد - افطار كرد و . . . حال با اينكه اوّليت فردا واسطه است براى اين آثار ولى عرفا اين وسائط را ناديده مىگيرند و با استصحاب مستقيما به سراغ آثار شرعيه مىروند البته اوليت و آخريت ماه به معناى نجومى كلمه كه در نزد علماء هيئت معروف و مصطلح است عبارتست از