و باز عندنا واضح است كه اصل مثبت و غير مثبت تعارض ندارند اللّهم الّا ان يقال به اينكه واسطه خفيه است . . . و شايد فافهم اشاره به همين نكته باشد .
قوله : و منها :
نمونهء سوّم : شخصى بر شخص ديگرى جنايتى و زخمى وارد نموده فى المثل با شمشير يا خنجر يا هر آلت ديگر او را مجروح ساخته و پس از مدتى شخص مجنى عليه دار فانى را وداع كرد حال شخص جانى با اولياء ميت اختلاف دارند :
جانى مىگويد : اين جراحت كشنده نبود و مرگ اين شخص توسط سرايت زخم نبوده بلكه خودكشى كرده يا سم كشنده يا فلان قرص را خورده و مرده پس من فقط ضامن ديهء جنايت و زخم هستم و ضامن ديه كشته شدن او نيستم .
و ورثه ميت مىگويند : نه خير او خودكشى نكرده و سمّى نياشاميده و جام زهرى را سر نكشيده بلكه جراحت وارده عميق بود و لذا وى را از پاى در آورد پس موت با سرايت انجام گرفته و تو ضامن ديهء كامل يك انسان هستى در چنين فرض فقهاء فرمودهاند : فالاحتمالان سواء منظور از دو احتمال عبارتست از احتمال شرب سم و احتمال سرايت كه در هر دو اصل قابل جريان است .
1 - شك داريم در شرب سم استصحاب مىكنيم عدم آن را و نتيجه مىگيريم ثبوت قتل را يا موت را با سرايت و نتيجه مىگيريم ضمانت را كه اصل مثبت مىشود .
2 - شك داريم در سرايت ، استصحاب مىكنيم عدم آن را و مستقيما نتيجه مىگيريم عدم ضمان جانى را كه اصل غير مثبت است زيرا شارع فرموده :
اگر جراحت سرايت كند و موجب مرگ شود ضمانت مىآيد و گرنه نه پس
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 314
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣١٤