هم به همان دليل كه در استصحاب الحكم گفتيم باطل است چون متبادر به ذهن از اخبار لا تنقض جعل آثار و محمولات متيقن سابق در زمان لاحق است و اين شامل ملزومات و . . . نيست و على الفرض دليل ديگرى هم در ميان نيست .
تا اينجا احكام همهء چهارده صورت اجمالا روشن شد و در پايان اين قسمت به دو نكته اشاره مىكنم :
الف : بقول مرحوم آشتيانى : و اوّل من عنون الاصل المذكور [ اصل مثبت ] بهذا العنوان [ اصل مثبت ] على ما حكاه شيخنا دام ظله فى مجلس البحث فقيه عصره [ مرحوم شيخ جعفر كاشف الغطاء ] و شاع بين مشايخ ولده و تلامذته و تلامذتهم .
ب : وجه تسميه : چرا اصل مثبت را مثبت گفتهاند ؟
جواب : كلمهء مثبت اسم فاعل است يعنى اثباتكننده و البته هر استصحابى در عالم چيزى و اثرى را ثابت مىكند بنابراين اختصاص به اين اصلى كه مثبت اثر عقلى يا عادى باشد ندارد آرى اين مجرّد اصطلاح است و لا مشاحة فى الاصطلاح و شايد از اين باب كه مرتب گفته شده اصل استصحاب مثلا لا يثبت الاثر العادى و العقلى و . . . لذا معروف شده به اصل مثبت و گرنه جهت ديگرى در كار نيست .
قوله : فان قلت :
مستشكل مىگويد : قبول داريم كه وقتى موضوعى از موضوعات را استصحاب مىكنيم حتما بايد داراى اثر شرعى باشد تا مورد تنزيل شرعى يعنى استصحاب واقع شود و الّا اگر صرفا داراى اثر عادى يا عقلى باشد استصحاب جارى نيست .
امّا اينكه گفتيد حتما بايد اثر شرعى بلا واسطه باشد ما قبول نداريم و مىگوئيم مستفاد از اخبار استصحاب اينست كه شخص شاك همان اعمال شخص متيقن را بايد انجام دهد و همان آثار شرعيه را مترتب كند امّا مقيد نشده به اثر شرعى بلا واسطه و لذا اطلاق كلام هم شامل مىشود آثار شرعيهء بلا واسطه
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 293
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٩٣