و اين شخص در مقايسه با بعضى كاملتر است ولى اين دليل نيست كه در مقايسه اين صفات و اين شخص با شخصى كه اين امور را ترك كرده و اشتغال به امر مهمترى دارد باز هم اين صفات ارجح باشند خير عالمى كه مشغول نشر حقايق دين است و تمام وقتش را به تبليغ و ترويج دين سپرى مىكند هرچند به اقل واجبات عبادى قناعت كند نزد خداوند مقربتر است و هرگز با اين عابد زاهد قابل مقايسه نيست .
عابد و زاهد و صوفى همه طفلان رهند * مرد اگر هست به جز عالم ربانى نيست
ثمرهء چهارم : قوله تعالى حكاية عن خطابه الى ايّوب ( ع ) :
و خذ بيدك ضغثا فاضرب به يعنى يك دسته چوب صدتائى را بدست گرفته و با آن يكبار به همسرت بزن و قسم خويش را حنث نكن .
كيفيت استشهاد : جناب ايّوب بخاطر جهاتى كه مفسرين در تفسير اين آيه آوردهاند سوگند ياد كرده بود كه همسرش را صد چوب بزند خداوند مىفرمايد : براى اينكه قسم تو حنث نشود صد چوب [ نازك شبيه ساقههاى گندم ] را بهم ضميمه كن و يكبار بزن حال گفتهاند از اين آيه برمىآيد كه در آن شريعت اينگونه قسم منعقد مىشد و چنين حكمى داشت پس الآن هم استصحاب مىكنيم .
مرحوم شيخ مىفرمايد : فيه ما لا يخفى : جوابهاى فراوانى مىشود از آيه داد كه يكى از جوابها اينست كه اين قضيهء شخصيهاى بوده كه مخصوص شخص ايوب بود و كليت ندارد تا قابل استصحاب باشد .
ثمرهء پنجم : قوله تعالى : و كتبنا عليهم فيها ان النفس بالنفس و العين بالعين . . . ما در كتاب تورات به اهل كتاب حتمى كرديم كه در مقام قصاص نفس در برابر نفس و چشم در برابر چشم و گوش در برابر گوش . . . باشد .
كيفيت استشهاد : از اين آيه بعضىها در مورد اين حكم استفاده كردهاند كه اگر شخصى كه داراى دو چشم است چشم يك انسان