برمىگردد و معناى آيه اينست كه اهل الكتاب مأمور بودند كه عباداتشان را منحصرا به قصد اخلاص و اخلاص در قصد بجا آورند و به غير اين صورت پذيرفته نبود پس ثمرهء دوّم از آيه استفاده شد .
و امّا ثمرهء اول مستفاد نيست زيرا كه آيه دلالت نكرد كه منحصرا كليه اوامر اهل كتاب هم امر تعبدى بوده و امر توصلى نداشتند خير امر توصلى هم داشتند ولى خصوص امرهاى تعبدى خود را بايد با اين قصد انجام دهند پس باز هم دو ثمره از آيه برداشت نشد بلكه يك ثمره استفاده شد .
اعتراض سوّم : سلمنا كه عبادت به معناى اصطلاحى است و مخلصين و دين هم به معناى مذكور است و حصر هم به مجموع قيد و مقيد مىخورد و لام هم لام غايت است ولى باز هم مقصود شما ثابت نمىشود چون منظور شما اثبات وجوب قصد قربت و قصد اخلاص از آيه است ولى وجوب اين دو امر مستفاد نيست چون معناى آيه بنابراين آنست كه هدف اصلى و مقصد اوّلى خداوند از كليه اوامرش به اهل كتاب اين بوده كه اهل كتاب تقرب به خدا پيدا كنند و اين امر منافاتى ندارد كه برخى يا كثيرى يا اكثرى و يا جميع اوامر آنها امر توصلى بوده باشد چون هدف متمكن ساختن مكلف از عبادت خدا و تقرب به سوى مولى است و اين هدف با امر توصلى هم تامين مىشود چون در امر توصلى هم اگرچه قصد قربت شرط صحت نيست و لكن شرط كمال است يعنى با قصد قربت قطعا عمل كاملتر است و بنده را به هدف اصلى مىرساند كما اينكه در شريعت ما اوامر دو دسته شده :
1 - اوامر تعبدى كه شرط صحت آنها قصد قربت است .
2 - اوامر توصلى كه قصد قربت در آنها شرط صحت نيست ولى قطعا بلامانع است و بلكه كاملا پسنديده است پس هدف تقرب است و اينكه مكلف متمكن باشد از تقرب بسوى مولى و در اين جهت توصلى بودن هم كافى است پس وجوب آن دو امر به نحو وجوب شرطى يعنى شرط صحت بودن كه مدعاى
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 276
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٧٦