حكم مفهوم حصر امر غير عبادى نداشتند .
و يكى هم اينكه اهل شرايع سابقه موظف بودند كه كليه واجبات يعنى عباداتشان را بر وجه اخلاص بجا آورند يعنى به قصد قربت اكتفا نكنند بلكه عالىترين مرحلهء آن را كه قصد اخلاص باشد كسب كنند يعنى عمل را خالص از هرگونه رياء و عجب و . . . بجاى آورند پس منحصرا همهء امرهاى آنها عبادى بوده و منحصرا همهء عباداتشان هم بر وجه اخلاص بوده .
ب : و محتمل است كه اين حصر به خصوص قيد يعنى مخلصين له الدين برگردد نه به مقيّد يعنى ليعبدوا بنابراين آيه يك انحصار را دلالت دارد و آن اينكه اهل كتاب مأمور بودند كه عباداتشان را بههيچوجهى از وجوه نياورند مگر بر وجه اخلاص به معناى مذكور و امّا اينكه همهء امرهاى آنها هم عبادى بوده و امر توصلى نداشتند از آيه مستفاد نيست .
به عقيدهء ما اين احتمال اقوى است چون در ادبيات عرب به ثبت رسيده كه هرگاه در كلام قيدى بهر نحوى از انحاء يافت شد امر يا نهى يا استفهام يا حصر و . . . به همان قيد نظر دارد نه به اصل المقيّد پس از آيه تنها يك مطلب مستفاد است .
نكته دوّم : در لام ليعبدوا دو احتمال وجود دارد :
الف : لام طلب و اراده باشد كه بر سر مفعول به داخل مىشود به تقدير ان مصدريه و دلالت بر تأكيد و تقويت ارادهء مأمور يا آمر دارد كه حتما اين كار خواهد شد و بههيچوجه قابل ترك نيست بنابراين معناى آيه اينست كه و ما امروا الّا بالعبادة و نظير اين آيه در آيات ديگر هم لام به اين معنا استعمال شده مثل يريد الله ليذهب عنكم . . . اى الاذهاب و ليطهركم اى تطهيركم و . . .
ب : لام غايت باشد يعنى غايت و مقصد اصلى از كليه اوامر الهى عبادت خدا و بندگى حق بوده و خداوند اهل كتاب را به هر كارى كه امر مىكرد به اين منظور بود كه آنها خدا را عبادت كنند و تكميل نفوس پيدا كنند
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 272
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٧٢