تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
2 - اگر طبق بيان شما بالوجوه و الاعتبارات بودن حسن يا قبح اشياء از جريان استصحاب ممانعت كند پس در احكام شريعت اسلام هم نبايد استصحاب جارى شود چون كسى را رسد كه بگويد هزار و چهار صد سال پيش اين فعل معنون به اين وجه بود حسن داشت و الآن آن حسن را ندارد پس واجب است پس نبايد استصحاب كرد و لا تلتزم به ايّها المحقق القمى ره نتيجه : به عقيدهء ما هيچ مانعى از جريان استصحاب در احكام شرايع سابقه مشاهده نمىشود فيؤثر المقتضى اثره فيجرى الاستصحاب فى احكام الشريعة السابقة . قوله : ثم ان : مطلب جديد اينست كه ثمرهء عمليهء جريان استصحاب در احكام شريعت سابقه كجاها ظاهر مىشود ؟ آيا اساسا ثمره‌اى هم دارد يا خير ؟ مرحوم شيخ مىفرمايد : گروهى از فقهاء به پيروى از شهيد ثانى در تمهيد القواعد يك سلسله ثمرات عمليه‌اى براى اين استصحاب ذكر نموده‌اند كه اهمّ آنها را مىآوريم : ثمرهء اوّل : قوله تعالى حكاية عن اهل الكتاب : و ما امروا الّا ليعبدوا اللّه مخلصين له الدين و يقيموا الصلاة و يؤتوا الزكاة و ذلك دين القيمة . قبل از بيان كيفيت استفاده از آيه نكاتى را ذكر مىكنيم : نكتهء اوّل : در آيهء شريفه ما و الّا مفيد انحصار است [ و اين معنا در مفهوم حصر به اثبات رسيده ] منتها كلام در اينست كه اين حصر به چه چيز تعلّق دارد ؟ دو احتمال مطرح است : الف : محتمل است به مجموع مقيد يعنى ليعبدوا و قيد يعنى مخلصين له الدين راجع باشد . بنابراين از آيه دو مطلب استفاده مىشود : يكى اينكه در شرايع سابقه به هيچ‌چيزى امرى نمىشدند مگر بر وجه عبادت يعنى كليه اوامر آنها امر عبادى بوده كه قصد قربت لازم داشته و به