تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
قوله : و لاجل : در اين قسم مرحوم شيخ شاهدى بر مطلب خود مىآورند و آن اينكه : بخاطر همين جريان استصحاب در شرايع سابقه بوده كه ما وقتى تاريخ صدر اسلام و سنوات اوليه طلوع شمس اسلام را مطالعه مىكنيم مىبينيم كه سيرهء عملى مسلمانان در آغاز بعثت بر اين مستقر شده بود كه بر همان احكام شريعت سابقه باقى و مستمر بودند تا آنگاه كه در اسلام حكمى مخالف با حكم سابق به آنها ابلاغ شود و آنها از اين حكم اطلاع حاصل كنند پس مسلمين صدر اول بناء عملى بر استصحاب و ابقاء ما كان داشتند و اين سيره در مسمع و منظر شارع بوده و ردعى نكرده پس اجراء استصحاب نسبت به احكام شرايع سابقه بلا مانع است . قوله : الّا ان يقال : مگر كسى اين استشهاد را ردّ كرده و مدعى شود كه بناء عملى مسلمين در آغاز بعثت مربوط به قبل از اكمال دين است [ چون دين و دستورات آن بتدريج به مسلمانها ابلاغ مىشد و لذا نسبت به هر حكمى كه بدانها ابلاغ شده بود برطبق دستور اسلام بدان متعبد مىشدند و نسبت به هر حكمى كه به آنها ابلاغ نشده بود طبق دستور آئين قبلى باقى مىماند ] . و امّا نسبت به ماها كه پس از اكمال دين بوجود آمده‌ايم و رسول خدا تمام آنچه را كه امت اسلامى تا دامنهء قيامت بدان نيازمند مىشوند بيان فرموده است [ طبق آنچه از خطبهء حجة الوداع مستفاد است كه حضرتش در فرازى از آن خطبه غرّاء فرموده‌اند : ما من شىء يقربكم الى الجنة و يبعدكم عن النار الّا و قد امرتكم به و ما من شىء يقربكم الى النار و يبعدكم عن الجنة الّا و قد نهيتكم عنه . . . ] و كليه احكام تبيين شده چه موافق با شريعت سابقه و چه مخالف ، نسبت به ماها وظيفه چيز ديگرى است و آن اينكه ما مكلف هستيم كه همين حكم شريعت خودمان را تحصيل كنيم و بدان عالم و سپس ملتزم و متدين و عامل