سيد مجاهد و سيد صاحب رياض دارند .
مرحوم شيخ در مقام جواب دو جواب مىدهند :
جواب اوّل : در اين جوابيه فرمايشاتى دارند كه با استفاده از شرح مرحوم آشتيانى اين جواب را كامل نموده و به اين بيان عرضه مىكنيم :
اگر منظور شما اينست كه حكم تعليقى اصلا وجود ندارد و در زمان سابق از ريشه معدوم بوده ما قبول نداريم زيرا كه وجوب كلى شىء بحسبه پارهاى از وجودات وجود مطلق و بدون قيد و شرط هستند و پارهاى ديگر وجود مقيد و على تقدير هستند و مطلق الوجود مقسم اين دو قسم است و شما نمىتوانيد بگوئيد وجود مقيد و على تقدير وجود نيست بلكه عدم است شاهد مطلب هم آنست كه وجود مقيد با عدم مطلق تناقض دارند پس وجود تقديرى هم نوعى از وجود است منتها خصوصيت آن همانا تعليقى بودن او است پس حرمت قبلا موجود بوده منتها على فرض الغليان بعدا هم كه شك مىكنيم شك در بقاء است و استصحاب جارى مىشود .
و اگر منظورتان اينست كه حكم تعليقى هم يك نحوه وجودى دارد نه اينكه معدوم مطلق باشد بلكه براى او هم خطى و بهرهاى از وجود هست ولى معذلك اين نوع از وجود كافى نيست بلكه حتما بايد وجود تنجيزى باشد ما مىگوئيم چه استصحاب از باب حكم عقل حجت باشد و چه از باب اخبار هيچ دليلى نداريم كه حتما بايد وجود سابق يك وجود تنجيزى باشد و تعليقى كفايت نمىكند بلكه اطلاقات اخبار هر دو فرض را شاملند پس حكم تعليقى حرمت على تقدير الغليان هم جارى مىشود .
جواب دوّم : در قضاياى شرطيه سه چيز وجود دارد :
1 - ملزوم
2 - لازم
3 - ملازمه
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 255
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٥٥