تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
مىشود و بايد اين معنا احراز شود و مجرّد شك در عدالت براى اثبات اين آثار كافى نيست آنگاه اگر در موردى در بقاء عدالت شك كرديم استصحاب بقاء عدالت جارى نموده و اين آثار را مترتب مىكنيم ولى مواردى كه اثر مال مجرّد الشك باشد نيازى به استصحاب نيست بلكه به مجرّد آمدن شك عقل آن اثر را مترتب مىكند و ما نحن فيه من هذا القبيل يعنى پس از شريعت هم هركجا در بقاء برائت اصليه شك كنيم چه در شبهات تحريميه كه آيا استعمال دخانيات حلال است يا حرام ؟ و چه در وجوبيّه از قبيل وجوب غسل جمعه ، وجوب دعا عند رؤية الهلال و . . . به مجرّد شك عقل قاطع به برائت و آزادى است و نيازى به اجراء استصحاب و اثبات عدم وجوب يا حرمت و يا برائت اصليه و نتيجه گرفتن رخصت و آزادى نيست [ خذ فافهم و اغتنم و اجعله فى بالك ذخرا لاستقبالك ] . 4 - در مباحث علم اجمالى [ چه از قبيل دوران بين المتباينين مثل ظهر و جمعه و چه از قبيل دوران بين اقل و اكثر آن هم چه استقلالى مثل صد نماز قضا يا صد و بيست نماز و چه ارتباطى مثل نماز با سوره و بدون سوره و در هر حال چه شبهه وجوبيه از قبيل قصر و اتمام و چه تحريميه از قبيل انائين مشتبهين البته مشروط بر اينكه شبهه محصوره باشد ] اين نكته مطرح بود كه علم اجمالى كه آمد عند المشهور همانند علم تفصيلى منجّز واقع مىباشد حال مادامىكه هيچيك از اطراف علم اجمالى اتيان نشده اين علم همچنان باقى است و خواهان امتثال است پس از اينكه يكى از دو طرف يا يكى از اطراف علم اجمالى را مرتكب شده و امتثال كرديم ديگر بالفعل علم اجمالى نيست تا خواهان امتثال طرف ديگر باشد . و لذا جماعتى گفتند از اينجا به بعد را با استصحاب اشتغال جبران مىكنيم به اين بيان كه قبل از اتيان محتملات علم اجمالى اشتغال ذمه به واقع قطعى بود حال پس از اتيان به بعض الاطراف در بقاء اين اشتغال شك