تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
عقل تخصيص به عدم ازلى بىوجه است . مرحوم شيخ مىفرمايند : امّا دو مثال اول شما تكليفش روشن شد كه استصحاب در احكام عقليه جارى نمىشود چون موضوع حكم عقل مبين است و عقل در حكم خود دچار شك و حيرت نمىشود . ان قلت : پس چرا اصوليين استصحاب عدم ازلى را جارى كرده‌اند ؟ قلت : آن در حقيقت استصحاب حال عقل نيست بلكه استصحاب حال شرع است به بيانى كه هم در تقسيمات استصحاب و هم در اين تنبيه ذكر شد منتها چون حكم شرع در مورد حكم عقل است اسمش را استصحاب حال عقل گذاشته‌اند و تعبير صحيح‌تر اينست كه بگوئيم استصحاب حال الشرع المطابق لحال العقل و امّا مثال سوّم شما : مسئله شرطيت علم براى تنجّز هيچ‌گاه مشكوك نمىشود بلكه در جميع حالات چه ديروز و چه امروز و چه فردا و فرداها تا دامنه قيامت علم شرط تنجّز است و عقاب بدون بيان قبيح است و هيچ‌گاه در بقاء شرطيت شك نمىكنيم كه استصحاب جارى شود يا خير . قوله : نعم : آرى تنها در يك صورت شك در بقاء شرطيت علم مطرح است آن هم به اين شكل كه : فرض كنيد در موردى قبلا مكلف علم تفصيلى به تكليف داشت مثلا يقين داشت به وجوب خصوص ظهر يا جمعه در روز جمعه پس از مدّتى بنا به دلائلى علم تفصيلى او به علم اجمالى تبديل شد آنگاه الآن شك مىكند در بقاء تكليف ، استصحاب بقاء تكليف جارى مىشود . مرحوم آشتيانى به اين مقدار از بيان اشكال كرده‌اند به اينكه : اگر مراد از اينكه علم شرط تكليف است خصوص علم تفصيلى باشد الآن آن علم نيست چون علم اجمالى آمده و وقتى شرط نبود مشروط هم كه تكليف باشد قطعا نابود مىشود و جاى شك نيست تا استصحاب جارى شود و اگر مراد اعم از علم تفصيلى و اجمالى باشد مىگوئيم : الآن هم علم كه شرط تنجز باشد
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 247 | على محمدى خراسانى