تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
مرحوم شيخ از اين موارد تنها به چهار مورد بسنده مىكنند ولى مرحوم آشتيانى سه مورد ديگر را هم افزوده كه از بحر الفوائد بايد فايده برد . 1 - بحثى بود در تنبيه اوّل از تنبيهات اقل و اكثر ارتباطى يا شك در شرطيت و جزئيت تحت اين عنوان كه اگر كسى جزئى از اجزاء يا شرطى از شرائط عبادتى را فراموش كرد مثلا نماز بدون سوره انجام داد يا بدون وضو نماز خواند آنگاه پس از تجاوز از محل و يا فراغت از عمل ملتفت شد كه عمل او فاقد جزء يا شرط است آيا اين عمل بايد اعاده شود يا خير ؟ در آن بحث مرحوم شيخ فرمودند : مقتضى القاعدة البطلان و وجوب الاعادة و استدلال كردند به اينكه : مأتى به مطابق با مأمور به واقعى نيست پس امتثال حاصل نشده پس اين عمل مجزى نيست پس بايد اعاده شود مگر در موردى بدليل خاص اعاده واجب نباشد مثل باب نماز كه حديث لا تعاد دارد و در آنجا تفصيلا ذكر شد ولى جماعتى مصر بودند بر عدم وجوب اعاده و استدلال مىكردند به استصحاب عدم تكليف يعنى مىگفتند در حال نسيان كه اين شخص نسبت به اين جزء يا شرط مكلف نبود چون تكليف الناسى قبيح بل محال ، حال پس از رفع نسيان شك مىكنيم كه مكلف شد تا اعاده لازم باشد يا نشد تا نباشد ؟ همان عدم تكليف حال نسيان را استصحاب مىكنيم فلا يجب الاعادة . جواب ما اينست كه عدم تكليف در حال نسيان از احكام عقليه است به مناط قبح يا استحاله كه اشاره شد و در احكام عقليه استصحاب جارى نمىشود چون موضوع حكم عقلى كاملا مبين است آنگاه تا مادامىكه اين موضوع باقى باشد كه حال نسيان است حكم هم كه عدم تكليف باشد باقى است همين‌كه موضوع منتفى شد و حال التفات آمد ديگر وجهى براى عدم تكليف كه حكم باشد نيست فيتعين وجوب الاعادة كما ذكرناه . 2 - بحثى بود در تقسيمات استصحاب بين صاحب فصول و مشهور و آن
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 245 | على محمدى خراسانى