اينكه : مشهور اصوليين گفتهاند : استصحاب دو گونه است . الف : حال شرع مثل وجوب ، حرمت و . . . ب : حال عقل سپس براى حال العقل تنها يك مثال آوردهاند و آن استصحاب عدم ازلى است كه قبل از شرع تكليفى نبود پس الآن هم نيست ، در دوران صغر سن و جنون تكليفى نبود پس الآن هم نيست مرحوم صاحب فصول به مشهور اعتراض كرده به اينكه : لا وجه للتخصيص يعنى اختصاص دادن شما استصحاب حال عقل را به اعدام ازليه بىوجه است بدليل اينكه حكم عقلى منحصر به عدم ازلى نيست بلكه احكام عقليه گاهى از امور عدميه است و گاهى وجوديه ، امر عدمى هم گاهى عدم ازلى است چنانچه ذكر شد و گاهى عدم غير ازلى كه در مبحث تقسيمات بيان شد امر وجودى هم گاه تكليفى است و گاهى وضعى ، تكليفى هم گاهى تحريمى است و گاهى ايجابى سپس سه مثال آورده :
1 - حكم عقل امر وجودى تكليفى تحريمى باشد مثل اينكه : تا ديروز عقلا تصرف در ملك غير بودن اذن مالك قبيح بود حال امروز نسبت به اين تصرف اضطرارى پيشآمده و شك مىكنيم كه الآن هم حرمت و قبح تصرف همچنان باقى است يا خير ؟ استصحاب مىكنيم بقاء قبح عقلى را .
2 - حكم عقل امر وجودى تكليفى ايجابى باشد مثل اينكه : تا امروز ردّ امانت به صاحب آن عقلا واجب و لازم بود ولى امروز خوفى پيشآمده كه شايد سر راه قاطع الطريقى ايستاده و امانت را از من بگيرد لذا شك مىكنم كه الآن هم ردّ امانت واجب است يا خير ؟ استصحاب بقاء وجوب جارى مىشود .
3 - حكم عقل امر وجودى وضعى باشد مثلا تا امروز يقينا علم شرط تنجز تكليف بود و اين شرطيت هم به حكم عقل است از باب قبح عقاب بلابيان حال امروز در بقاء شرطيت شك مىكنم استصحاب بقاء شرطيت جارى مىشود ، حال صاحب فصول مىفرمايد با اينهمه موارد و مصاديق حكم
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 246
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٤٦