مشكوكه يا در حق او حدث مجعول است و يا طهارت و با وجود علم اجمالى بنا بر قول مشهور اصول عمليه جارى مىشوند ولى به بركت علم اجمالى تعارض بالعرض پيدا كرده و تساقط مىكنند ولى بنا بر قول شيخ اعظم و كثيرى از متأخرين همينكه سر و كلّه علم اجمالى پيدا شد اصلين اصلا جارى نمىشود تا نوبت به تعارض برسد چون موضوع اصول عمليه شك و عدم العلم است و با آمدن علم چه اجمالى يا تفصيلى مجرا ندارند پس سخنان نراقى بههيچوجه قابل قبول نيست .
« تنبيه سوم » [ پيرامون جريان استصحاب در امور عقليّه است ]
تنبيه سوم از تنبيهات دوازدهگانهء استصحاب پيرامون جريان استصحاب در امور عقليّه است و قبل از ورود به بحث نكاتى را متذكر مىشوم :
الف : در آغاز تنبيهات گفته شد كه پارهاى از اين تنبيهات ، مربوط مىشوند به متيقن سابق يا همان مستصحب و پارهاى به دليل الاستصحاب ارتباط پيدا مىكنند . . . تنبيه اول مربوط به متيقن سابق بود كه گفته شد مستصحب گاهى از امور شخصيه و گاهى از امور كليه است [ كلى قسم اول - دوم - سوم ] و تنبيه دوّم نيز مربوط به متيقن سابق بود كه : مستصحب گاهى از امور قارّه است و گاهى از امور غير قارّه كه سه بخش داشت : زمان - زمانيات ، مقيدات به زمان حال تنبيه سوم نيز مربوط به متيقن سابق و مستصحب مىباشد كه تفصيلا روشن خواهد شد .
ب : مطالب اين تنبيه با مختصر تفاوتى در تقسيمات استصحاب در تقسيم دوم از تقسيمات استصحاب باعتبار دليل بيان شد و مجدّدا در اينجا تكرار مىشود و البته هر دو به ضميمهء يكديگر مكمّل مطلب خواهند بود و در همانجا اشاره شد كه اين بحث يك مبحث صغروى است نه كبروى يعنى