مجعول است يا حدث ؟ اگر طهارت مجعول باشد پس جاى استصحاب عدم سببيت نيست و اگر حدث مجعول باشد پس جاى اصل عدم رافع نيست .
[ نظير حرارت و روشنائى عالم كه هر دو مسبب از طلوع شمس هستند و هيچكدام بر ديگرى رجحان ندارد . و بقول مرحوم آشتيانى مسئله از استلزام بالاتر است و عينيت در كار است به اين بيان :
اقول : ذكر دام ظله . . . فالشك فى تأثير الوضوء بالمعنى المذكور عين الشك فى رافعية المذى و ان كان قد يضاف الى الوضوء و قد يضاف الى المذى الّا انهما عبارتان عن معنى واحد . . .
قوله : نعم : جريان حاكم و محكوم در شبهات حكميه مقبول نيفتاد ولى در شبهات موضوعيه قابل قبول است مثلا شخصى وضو گرفت و متطهر شد و يقين داريم به بقاء طهارت الى حدوث البول و مذى ناقض او نيست پس در حكم شك نداريم ولى شك مىكنيم كه آيا بولى خارج شد يا نه ؟ آيا ما خرج بول است يا رطوبت ديگر ؟ اينجا مىتوان گفت :
اين شخص يك استصحاب وجودى دارد كه طهارت قبل از خروج اين آب باشد و يك استصحاب عدمى دارد كه قبل الوضوء طهارت داشت و الآن نمىداند كه دارد يا نه و استصحاب وجودى و عدمى تعارضا و تساقطا على القاعده ولى اصل حاكمى در كار است كه اصل عدم حدوث مانع يا مانعيت حادث باشد يا به عبارت ديگر اصل عدم حدوث مزيل يا مزيليت حادث باشد و اين بر استصحاب عدمى حاكم است چون شك در بقاء عدم ازلى يعنى حدث مسبب است از شك در اينكه اين رطوبت مانعيت دارد يا نه ؟ تا اصل سببى جارى است نوبت به مسببى نمىرسد .
قوله : الّا ان :
در همينجا هم فرمايش نراقى كه اصلين جارى شوند و تعارض كنند قابل قبول نيست زيرا كه اين مكلف الآن علم اجمالى دارد كه پس از خروج رطوبت
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 233
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٣٣