مقدس وضو را تا زمان خروج مذى سبب براى طهارت قرار داده ولى پس از اين مرحله اصل سببيت براى ما مشكوك است و هكذا ملاقات با نجاست تا زمان يكبار شستن و معناى شك در رافع اينست كه : سببيت مجعوله يك نوع سببيت مطلقه و قابل استمرار است يعنى قابليت دارد كه تا ابد باقى باشد مگر اينكه مانع و رافع خارجى بيايد و جلو تأثير آن را بگيرد پس شك ما در اصل مقتضى نيست بلكه در رافع است .
با عنايت به اين نكته مىگوئيم : اگر شما اين دو مورد از موارد شك در مقتضى به حساب مىآوريد البته استصحاب عدم ازلى پس از اين مرحله قابل جريان هست چون قدر مسلّم اينست كه عدم مطلق با وجود مقيد منتقض شده نه با وجود مطلق تا قابل استصحاب نباشد ولى اينكه گفتيد اصل حاكم جلو آن را مىگيرد ما قبول نداريم زيرا كه اصل حاكم شما اصالة عدم وجود الرافعيه يا اصل عدم رافعيت موجود بود و اين اصل در اين فرض جارى نيست چون شك ما در اصل مقتضى است نه در رافع كه پس از احراز مقتضى جارى مىشود .
مثال خارجى : مىدانيم كه در اسلام پارهاى از وضوها نه رافع حدث هستند و نه مبيح صلاة .
نظير وضوء زن حائض كه مستحب است در ايام حيض وضو ساخته و در مصلاى خود نشسته و به مقدار نماز ذكر خدا بگويد تا عادت به عبادت از او فوت نشود و بعد از حيض انجام عبادات بر او گران نيايد .
امّا اين وضو نه رافع حدث حيض است و نه مجوّز ورود در نماز و برخى از وضوها هم رافع حدث هستند و هم مبيح للصلاة مثل وضوء انسان معمولى كه محدث هم باشد الآن با اين وضو هم حدث باطنى مرتفع شد هم حق دارد وارد نماز شود و برخى وضوها فقط مبيح للصلاة هستند ولى رافع حدث نيستند .
نظير وضوى زن مستحاضه و وضوى انسان مسلوس و مبطون و نيز انسانى كه در شرائط تقيه بسر مىبرد و بايد به شيوهء مخالفين وضو بسازد اين
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 231
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٣١